تبليغاتX
شبان نیکو
جمعه بیست و هفتم دی 1387 | 14:18 | نويسنده : بلا

سرّ اعداد در کتاب مقدس

 
کتابمقدس به راستی کتاب شگفتیهاست. هر چند این کتاب همانطور که پولس رسول در دوم تیموتاوس می گوید، الهام خداست، و درواقع به جهت تعلیم، تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت، جهت عمل نیکوی مرد خدا مفید است ، اما در عین حال از زیباییهای ادبی و اسرار بی نظیری برخوردار میباشد. یکی از این اسرار مفاهیم اعداد در کتابمقدس است. من در این مقاله می خواهم تنها به اعداد کتاب مکاشفه یوحنا بپردازم و امیدوارم برای خوانندگان محترم نیز جالب باشد.
اعداد درکتاب مکاشفه یوحنا درست همانند كتاب دانیال، اهمیت نمادین دارند تا اهمیت عددی.
عدد 3 :

 معمولاً عدد خدای سه شخصیتی می باشد . با این وجودكه خدا یكی است . عدد سه نمادین است . سه روح شـریر كـه از دهان اژدها ، وحش و نبـی كـاذب بیرون می آیـد یك تثلیث شیطـانی را نشان می دهند.

عدد 2/1 3 :

 عددی كه اعلان كننده كلام خدا در میان محنت می باشد . در طول عهد عتیق ، یك دوره 2/1 3 سال وجود داشت كه قوم خدا نمی توانند هرگز فراموش كنند. دوره خشكسالی كه پادشاه شریر اخاب و همسرش ایزابل انبیای خدا را جفا رساندند در حالیكه ایلیا و 7000 پیامبر دیگر در حضـور بت بعل زانو نزدنـد. بـا مقـایسه اول پادشـاهـان بـابهـای 17 ـ 19 ، یعقـوب 5 : 17 و مكـاشفـه 11 : 6  می توانیم ببینیم كه یوحنای رسول به این 2/1 3 سال فكر می كرد. عدد 2/1 3 همچنین زمانی ، زمان و نصف زمان (12 : 14) ،42 مـاه (11 : 2، 13 : 5) و عـدد 1260 روز (11 : 3 ، 12 : 6) را مشخص می سازد . (12 : 5 ـ 6)  بطـور واضح نشـان می دهد كـه این دوره با آمـدن اولیه مسیـح شروع می شود و (11 : 2 ـ 12) دوره خیلی كوتاه جفا ، درست قبل از آمدن ثـانویـه مسیـح پـایان می یابد. بنابراین در كتاب مكاشفه عدد 2/1 3 سال بطور نمادین كل دوره بین آمدن اولیه و ثانویه مسیح را نشان می دهد كه همزمان با دوره محنت و جفای كلیسای مسیحی (یوحنا 15 : 18 ـ 21، 16 : 33) و دوره اعلان انجیـل با تمـام قـدرت در همـه دنیا می باشد (11 : 7 ، متی 24 : 14) . این دوران بلافاصلـه با یك دوره خیلی كـوتاه 2/1 3 روز دنبـال می شود، كه در طول آن وحش از هاویه پائین می آید و دو شاهد را خواهدكشت و صدای انجیل را مسكوت خواهد كرد (11 : 7 ـ 11 ، 13 :7). وحشی كــه از هاویه می آید (11 : 7) دنیـای غیـر مسیحی را در مرحلـه نهایی اش نشان می دهد.

عدد 4 :

 چهار مسیر بادی می باشد و بطور نمادین جهان یا زمین را نشان می دهد. برای مثال ، 4 فرشته خوب ایستاده در چهار گوشه زمین بازدارنده چهار باد ویران كننده زمین می باشند (7 : 1) . 4 فرشته شریر بسته شده بر رود بزرگ فرات ، یك سوم مردم روی زمین را با 3 بلای آتش ، دود و گوگرد می كشند (9 : 14 و 18). اورشلیم جدید 3 دروازه در هر 4 طرفش دارد كه مردم را از هر قومی روی زمین كه از كلیسای مسیحی وارد می شوند (21 : 13) نشان می دهند.

عدد 6 :

عدد انسان است (13 : 18). مهر ششم ، روز داوری نهایی بشر  غیرنادم را آغاز می كند و 6 جزء خلقت و 6 طبقه از مردم شریر را (6 : 12 ـ 17) تحت تأثیر قرار می دهد . عدد 666 عدد دجـال و یـارانش را نشـان می دهد . درست همانطور كه 6 هرگز به 7 نمی رسد، 666 نیز به 777 نمی رسد. دشمنان خـدا همیشـه سعـی می كنند كـه شبیه خـدا باشند امـا همیشـه شكست می خورنـد . عـدد 666 ” شكست روی شكست روی شكست “ دجال و همه كسـانـی كه او را پیروی می كنند را نشان می دهد. كه  حاکی از شكست آنها در دستیابی به كمالی است كه فقط خدا می تواند ببخشد .

عدد 7 :

عدد كامل الهی و كمال است كه همیشه هدف خدا را می رساند. برای مثال در باب 1 ، 7 چراغدان و 7 ستاره نشان دهنده 7 كلیسا و قاصدانش می باشد و 2 : 7 مشخص می سازد كه همه كلیساها در دنیا و در طول تاریخ ، از آمدن اولیه تا آمدن ثانویه مسیح را شامل می شود. در باب 2 و 3،  7  نامه نشانگر 7 دوره متوالی از تاریخ كلیسا نمی باشد بلكه بیشتر نشاندهنده پیامهای مسیح به هر كلیسایی در دنیا و در تاریخ می باشدكه در زمانهای مختلف در تاریخچه شان همان شرایطی را تجربه می كنند كه در این نامه ها نوشته می شود. درست همانند چراغدان ها و ستاره ها كه بطور لفظی ترجمه نمی شوند بلكه نمادین ، همینطور عدد هفت ، بعنوان عدد تفسیر نمی شود بلكه نمادین. ساختار ظاهری كتاب مكاشفه با عدد هفت تعیین می شـود وكتـاب به هفت قسمت یكسان تقسیم می شود كه هر كدام اصول حاكم در تاریخ بشری را از نقطه نظر متفاوت توصیف می كنند.

عدد 10 :

عدد كمال است . كلیسای اسمیرنا برای 10 روز جفا خواهد دید كه درست به اندازه ای است كه خدا در نظر گرفته است ـ نه بیشتر (2 : 10) ! عدد فرشتگان در اطراف تخت خدا، 10 هزار در 10 هزار (هزاران هزار) می باشد ( 5 : 11 )  . اژدها 10 شاخ دارد ( 12 : 3) كه حكومت او را بر دنیای گناهكار از طریق قدرتهای كوچكترش نشان می دهد، یعنی از طریق بشر در موقعیتهای قدرت در هر بخشی از زندگی ( 17 : 12 ـ 14). وحشی که از دریا بالا می آید10 شاخ با 10 تاج بر شاخهایش دارد (13 : 1) و وحشی كه زن در باب 17 بر آن سوار است 10 شاخ دارد(17 : 7) . 10 شاخ 10 پادشاه را نشان می دهد ( 17 : 12).

عدد 12 :

 عدد كاملیت با توجه به قوم خدا می باشد. برای مثال ، در باب 12 ، زن تاجی با 12 ستاره بر سرش دارد. او قوم عهد عتیق خدا  (12 سبط اسرائیل) (12 : 1) و قوم عهد جدید (12 : 6 ) را نشان می دهد. در باب 21 ، دیوار اورشلیم جدید ، 12 دروازه شامل 12 مروارید دارد (21 : 21) با 12 فرشته در دروازه ها و روی دروازه ها نام 12 سبط اسرائیل نوشته شده است ( 21 : 12). این تصویر، قوم نجات یافته خدا را از عهد عتیق نشان می دهد. دیوار اورشلیم جدید نیز 12 اساس داشت و روی آنها نام 12 رسول مسیح بود (21 : 14). این تصویر ، قوم نجات یافته خدا را از عهد جدید نشان می دهد. در اورشلیم جدید درخت حیات 12 محصول میوه را تولید خواهد كرد، هر محصول برای هر ماه ( 22 : 2) که نشاندهنده پُری و حیات جاودانی برای قوم خدا می باشد .

عدد 24 :

 قوم نجات یافته خدا را در آسمان ، هم از عهد عتیق و هم از عهد جدید نشان می دهد. لباسهای سفیدشان نماد تطهیر شدنشان با خون مسیح می باشد و تاج هـای طلای آنها نمـاد فـاتـح بودنشـان می باشد كه غلبه یافته اند (4 : 4 ، 5 : 8 ـ 10).

عدد 144000 :

عدد كمال مطلق و كاملیت قوم خدا می باشد. 12×12×10×10×10 (7 : 4) مردم مهر شده نشاندهنده عدد کامل یهودیان و غیریهودیانی می باشدكه خدا برای نجات در طول تاریخ انبیا انتخـاب كـرد (رومیان 11 : 25 ـ 26 ). یك نفـر هـم فـرامـوش نخواهد شد (ارمیا 23 : 4 ، مكاشفه 21 : 27).

عدد 1000 :

 عدد كمال مطلق می باشد. شیطان برای 1000 سال بسته می شودكه همان 10×10×10 سال می باشد ، دوره كاملی را نشـان می دهـد كـه خـدا مقرر كـرد نفوذ شیطـان را برزمین کم كنـد (20 : 1 ـ 3 و 7). چون شیطان در آمدن اولیه مسیح بسته می شود و درست قبل از آمدن ثانویه مسیح آزاد مـی شود، 1000 سـال نمـاد كـل دوره عهـد جدیـد از آمـدن اولیـه تـا آمـدن ثـانویـه مسیـح می باشد.

فیض خداوند با همه شما باشد.

کشیش فریبرز پزشکی


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 14:18 توسط بلا





جمعه بیست و هفتم دی 1387 | 14:13 | نويسنده : بلا

آیا عاشق مسیح هستید؟

 
آیا می شود از صحبتهای یک شخص فهمید که در درون اوچه می گذرد؟
در متی 12: 34 عیسی خداوند می فرماید: " زبان از زیادتی دل سخن می گوید"
پولس رسول، اهمیت رابطه با خدا را، که از طریق مسیح امکان پذیر است، بیان می کند.

پولس رسول فقط از کسی حرف می زد که با او زندگی می کرد. او هرگز مسیح را مانند شاگردان ندیده بود و با او زندگی نکرده بود ( بعضی از ما ها آرزو داشتیم که : کاش ما هم در آن زمان بودیم و صحبتها، نصایای مسیح را از دهان خودش گوش می کردیم، مثل یوحنا سرمان را روی سینه مسیح می گذاشتیم، مثل مریم عیسی زنده را می دیدیم که از قبر بیرون آمده و........)
ولی پولس همچون ما با مسیح زندگی کرد و با او رابطۀ زیبا و شیرینی داشت.
پولس رسول در نامه دومش به تیموتاوس 1: 12 می نویسد " و از این جهت این زحمات را می کشم بلکه عار ندارم چون می دانم به که ایمان آوردم و مرا یقین است که او قادر است که امانت مرا تا به آن روز حفظ کند "

تمام حرفهای پولس، حرکاتش، زندگی اش، خوردن و خوابیدنش تماماً از کسی بود که با او آشنا شده بود و با او زندگی می کرد.

بعضی ها از این و آن واعظ صحبت می کنند.
بعضی ها نیز از روزنامه ها و از اخبار دنیا فقط صحبت می کنند.
بعضی ها از کلیسا و جلسات صحبت می کنند. بعضی ها نیز از فرقه ای که در آن عضو هستند.
بعضی ها از معجزات و شفاها صحبت می کنند.

گفتگو از این چیزها اشتباه نیست و در موقع خودش هم نیاز هست، اما مردم این دنیا دوست دارند از چیزهای دیگر هم بشنوند که از هیچکس دیگر جز تو که پر از مسیح و کلمات فیض بخش هستی نمی توانند بشنوند. 

برای همین پولس رسول در 1 قرنتیان 1: 23 می گوید" لکن ما به مسیح مصلوب وعظ می کنیم..."

یعنی بگذارید مردم هر چی که دوست دارند بگویند اما می بایست تمام افکار و صحبتهای ما درباره عیسی و کار زیبای او در زندگیمان باشد.

چرا باید از مسیح اینقدر صحبت کرد؟

چند وقت پیش با شخصی صحبت می کردم که حق جو است، تحصیل کرده، کارگردان فیلم، نقاش و موسیقی دان
خیلی خوبی است در صحبتهایی که با او داشتم برای او توضیح دادم که ما مسیح را می پرستیم.
چرا مسیح را؟  مگر او چه شخصی است؟

اتفاقاً شاگردان به یک دیگر گفتند این کیست که حتی باد و دریا هم او را اطاعت می کنند؟
 
پولس رسول دراعمال رسولان 17: 28 می فرماید " زیرا در او زندگی و حرکت و وجود داریم "

اتفاقاً شاگردان به یک دیگر گفتند این کیست که حتی باد و دریا هم او را اطاعت می کنند؟

آیا شما هم در مسیح زندگی می کنید؟ در مسیح حرکت می کنید؟ و در مسیح وجود دارید؟

پس اگر چنین هست درباره این مسیح هم صحبت خواهید کرد.

چند مدت پیش که خانمم برای مسافرتی به مدت یک ماه از ما دور شده بود تمام صحبتهای من و بچه ها، درباره او بود. شما اگر کسی را دوست داشته باشید و رابطۀ نزدیک و شیرینی هم با اوداشته باشید تمام صحبتهایتان نیز درمورد او خواهد بود.
کشیش عزیزی که من شخصاً او را می شناسم در کشوری موعظه کرده بود، خیلی از مثالهایی که در حین موعظه اش آورده بود درباره زنش بود. بالاخره در آخر جلسه شبان آن کلیسا به او می گوید: برادر عزیز این همه وصف و صحبتها درباره خانمتان کردید ما مایلیم حتماً او را در سفر بعدی ببینیم!  

هر کدام از ما می توانیم مانند پولس رسول رابطه ای نزدیک و شیرین با عیسی مسیح داشته باشیم.

سلیمان پادشاه در کتاب غزل غزلهای سلیمان 2: 16 درباره رابطه نزدیک یک ایماندار با خداوند خودش سخن می گوید " محبوبم از آن من است و من از آن وی هستم. در میان سوسنها می چراند "

آیا شما عاشق مسیح هستید؟
اجازه بدهید یک بار دیگر این سئوالم را با جدیت تکرار کنم، آیا شما واقعاً عاشق مسیح هستید؟ 
مسیح عاشق ماست. و برای بدست آوردن ما جانش را داد و دوباره زنده شد تا بتواند تا ابدالاباد با ما که معشوق او هستیم زندگی کند. مثل فیلمهای سینمایی نیست که فقط بمیرد و با یک خاطره خوب داستان تمام بشود، بلکه او زنده شد تا نه بطور موقت بلکه دائما با ما باشد.

بیایید با خواندن این مقالۀ کوتاه خودمان را تفتیش کنیم و ببینیم که آیا ما هم عاشق او هستیم؟

اگر واقعاً تمام قلب و وجودمان متعلق به مسیح باشد بیشتر صحبتهای ما نیز از او خواهد بود.
اگر فکر ما پر از مال و منال باشد حتماً صحبتهای ما از پول خواهد بود!
فکر کنم این سئوال را بتوانید خیلی سریع جواب بدهید! اگر لولۀ خمیر دندان را فشار بدهید فکر می کنید چه چیزی از آن خارج خواهد شد؟ و یا اگر گُلی را لِه کنید چه بویی به مشامتان خواهد رسید؟

پس چرا مسیح خداوند را که در ما زندگی می کند، به دنیا نشان نمی دهیم؟
به صحبتهای روزمرۀ تان گوش کنید. به اعمالتان نگاه کنید. انگیزه هایتان را آزمایش کنید و یک بار دیگر به این سئوالی که از شما می کنم، جواب بدهید: آیا واقعاً او را دوست دارید؟ عیسی مسیح نیز یک روزی چنین سئوالی را سه بار از پطرس کرد که، آیا مرا دوست داری؟

بیائید با هم به کلام خدا رجوع کنیم و ببینیم که مسیح چقدر برای پولس مهم بود که در 9 آیه، 12 مورد را در باره الزام بودن مسیح در زندگی خودش و یک مسیحی را بیان می کند.

1 قرنتیان 1: 1ــ 9
"1. پولُس‌ به‌ اراده‌ خدا رسولِ خوانده‌ شده‌عيسی‌ مسيح‌ و سوُستْانِيس‌ برادر،"
"2. به‌ كليسای‌ خدا كه‌ در قُرِنْتُس‌ است‌، از مقدّسين‌ در مسيح‌ عيسی‌ كه‌ برای‌ تقدّس‌ خوانده‌ شده‌اند، با همه‌ كسانی‌ كه‌ در هرجا نام‌ خداوند ما عيسی‌ مسيح‌ را می‌خوانند كه‌ (خداوند) ما و (خداوند) ايشان‌ است "
"3. فيض‌ و سلامتی‌ از جانب‌ پدر ما خدا و عيسی‌ مسيح‌ خداوند بر شما باد."
"4. خدای‌ خود را پيوسته‌ شكر می‌كنم‌ درباره‌ شما برای‌ آن‌ فيض‌ خدا كه‌ در مسيح‌ عيسی‌ به‌ شمـا عطا شـده‌ است‌، " 
"5. زيرا شما از هرچيز در وی‌ دولتمند شده‌ايد، در هر كلام‌ و در هر معرفت‌."
"6. چنانكه‌ شهادت‌ مسيح‌ در شما استوار گرديد،" 
"7. بحّدی‌ كه‌ در هيچ‌ بخشش‌ ناقص‌ نيستيد و منتظر مكاشفه‌ خداوند ما عيسی‌ مسيح‌ می‌باشيد."
"8. كه‌ او نيز شما را تا به‌ آخر استوار خواهد فرمود تا در روز خداوند ما عيسی مسيح‌ بی‌ملامت‌ باشيد." 
"9. امين‌ است‌ خدايی كه‌ شما را به‌ شراكت‌ پسر خود عيسی مسيح‌ خداوند ما خوانده‌ است‌."

آیه 1، مسیح خداوندی که او را خدمت می کنیم .
آیه 2، مسیحی که مسیحیان را از دنیا، گناه، جدا می کند.
آیه2، مسیح، نامی که مسیحیان در هر جا می خوانند (دعا)
آیه4، مسیحی، که خداوند ما است.
آیه3، مسیحی که فیض و سلامتی (آرامش) را به ما اعطا می کند.
آیه4، مسیحی که فیض خدا از طریق او به ما رسید.
آیه5، مسیحی که ما را در هر چیز دولتمند ساخت. یعنی بی نیاز می کند.
آیه6، مسیحی که از طریق پیامش، ما را استوار و تائید می کند.
آیه7، مسیحی که ما با شدت منتظر بازگشت او می باشیم.
آیه8، مسیحی که ما را تا به آخر نگه می دارد.
آیه8، مسیحی که حتما بر میگردد. (روز خداوند)
آیه9، مسیحی که خدا او را به ما وصل کرده است.

تمام فرمایشات پولس رسول، یک سیستم فکری جدید، یا علم اخلاق (اِتیک) یا یک روش جدید کلیسائی و یا یک برنامه نیست بلکه، او با یک متوسطی آشنا شده بود که بین انسان و خدا قرار گرفته است. و اسم او عیسی مسیح است. 1تیموتاوس 2: 5

برای پولس، در هر زمان و شرایط  حضور مسیح ملموس بود.
در فیلیپیان 1: 21 او می گوید: " مرا زیستن مسیح است و مردن نفع "

آیا متوجه شده اید که به هر سو که نگاه می کنیم مسیح آنجاست؟
1.   به عقب نگاه کنیم. ( گذشته) کولسیان 1: 16 " او آفرینندۀ ماست "
2.   به جلو نگاه کنیم. ( آینده) دوم قرنتیان 5: 10 " او داور ماست "
3.   به بالا نگاه کنیم. فیلیپیان 2: 5 الی 11 " او خداوند و نجات دهنده ماست "
4.   به پائین نگاه کنیم. کولسیان 1: 17 و 18 " او سر است و در او همه چیز قیام دارد "
5.   به طرف راست نگاه کنیم. افسسیان 1: 20 و 21 " او سر کلیسا است "
6.   به طرف چپ نگاه کنیم. اول یوحنا 2: 1 " او شفیع ماست "
7.   در درون خود نگاه کنیم. غلاطیان 2: 20 " او حیات ماست "

از مسیح خداوندی که در قلب و وجودتان زندگی می کند، صحبت کنید.

کشیش آرامائیس قاراخانیان


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 14:13 توسط بلا





چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 | 18:51 | نويسنده : بلا

نگاهی متفاوت به آدم ها!    

نگاهی متفاوت به آدم ها"وقتی آن جمعیت عظیم را دید به آنها رحم آورد، زیرا آنها درمانده و پریشان و چون گله ای بی شبان بودند " .. بهمین جهت بشاگردان روی آورد و گفت :" محصول فراوان است اما کارگران اندک! بنابر این برای این "دعا" کنید که خداوند برای جمع آوری محصول کارگران بیشمار بفرستد!"( انجیل متی 9 : 37 ).

استاد به این جمعیت نگاه می کند! نگاه او به آدم ها متمرکز شده! این اولین بار است که اجتماعی از آدم ها، تحت نگاهی فراگیر قرار می گیرند! و این اولین بار است، که انسان مرکز توجه قرارگرفته است! نگاهی دلسوزانه به آدم ها! امروز نیز، انسان باید مرکز تمامی ارزیابی های اجتماعی و تحلیل های روانشاسی  توده ای و جامعه شناسی جمعی باشد، مکتبی که به آن "اومانیسم" گفته می شود! در این مکتب،"انسان"، محور همۀ بحث ها و آنالیز ها است! این دیدگاه کمیت پذیر، بر رفتار اکثریت و حقوق بی چون و چرای جمعیت ها، انگشت خود را نشانه رفته، و ستایشگر حقوق جمع در مقابل حق فردی شده است!


در اینجا، نگاه خداوند، به جمعیت ها و ملت ها  مترکز شده، این نگاهی نیست، که اجتماعات انسانی را وسیله ای ببیند و گاه و بیگاه از احساسات مذهبی آنها به نفع"هوس های" خود استفادۀ ابزاری کند، تا به اهداف خود برسد! این نگاه انسانها را مُهره های بازی نمی بیند که در شطرنجی سیاسی  آنها را قربانی تاکتیک های خود کند! این نگرش، نگاهی متفاوت به انسان ها است!


در دوم اوت سال 1952 یعنی 8 سال پس از جنگ جهانی دوم ،ایالات متحدۀ آمریکا بهمراه دولت های شوروی سابق و بریتانیای کبیر، طرحی را به اجرا گذاردند که بموجب آن ،آخرین بازمانده های مهاجر آلمانی که هنوز در لهستان، چکسلواکی و مجارستان بسر می بردند، بتوانند به سرزمین پدری خود، آلمان بازگردند! به ناگاه جمعیتی قریب 14 میلیون انسان براه می افتد! جمعیتی به وسعت یک ملت، که مشتاق رسیدن به سرزمین اجدادی است، راه پیمائی خود را آغاز می کند! تصمیمی شتابزده، برای رسیدن به هدفی بظاهر آرمانی! آنها باید هرچه سریعتر نقل مکان کنند! در این تلاش نافرجام 5/1 میلیون نفر در مسیر رسیدن به آلمان، جان می بازند! و دیگران که به آلمان رسیده اند لخت و عور، پریشان و درمانده، با عضلاتی آش و لاش  وارد سرزمین خود شده اند!


حیواناتی انسان گونه، خسته و وامانده پای آبله با هیکلی تکیده، با چشمانی بیرون زده به آلمان رسیده اند، هدف سرزمین پدری(Fathersland) است! وآنها ظاهراً بمقصد رسیده اند!
باری، ما انسان ها، که آدمی را محور و مرکزارزش، قرار می دهیم آیا تا به حال از جان باختگان این مسیر سخت و طولانی، یادی کرده ایم! چه قساوت بی مرزی! چه بی تفاوتی حزن آوری! این ادعای انسان مداری، چه سخیفانه جان انسان ها را به سخره می گیرد، و آدمی برای همیشه فراموش می کند که، او روزگاری ارج و منزلتی داشته و با تاج کرامت و عزت آفریده شده است!


" نگاهی متفاوت به آدم ها!" در اینجاست که خداوند، با نگاه خود، بما می آموزد که چگونه یک مسیحی،  نگرش خود را نسبت به همنوع خود تنظیم کند! انسان مومن، باید گرفتار انسان شود، به تعبیری دیگر بمانند مسیح، وقتی انسان را می بیند دلش برحم آید، و با دیدن آدم، قلبش شروع به طپیدن کند!
" چون آن جمعیت عظیم را دید دلش برحم آمد زیرا پریشان و درمانده بودند، چون گله ای بی شبان سرگردان می گشتند! مانند گوسفندانی که در خطرحملۀ گرگ ها و راهزن ها قرار دارند پطرس در نامۀ خود می نویسد: " به یکدیگر محبت کنید، و بهم محبتی ماندگار و پابرجا داشته باشید !"


آنچه برای خداوند در این دلسوزی حائز اهمیت است، روح تک تک این تودۀ پریشان و نجات آنهاست! این تنها انگیزه ای است که خداوند را نسبت به جمعیت به رحم  واداشته، و به رقت قلب و دلسوزی وادارکرده است!
خداوند از زاویه ای بسیار فراخ به جمعیت نگاه می کند! دیدگاه او، کمیت پذیر و ریاضی نیست! نگاه او همه را، رستگار می خواهد، تفریق و شقاق در نگاه او جائی ندارد! نگاه او محبت آمیز و دلسوزانه است، نگاهی پدرانه که نگران فرزندان بی سرپرست  خویش است، که هر آن بیم آن می رود تا در معرض حمله قرار بگیرند! دیدگاه او خواهان معارضه و رویاروئی بین انسانها نیست!


این نگاه بدنبال شالوده شکنی و فرافکنی ساختارها، نیست! بلکه جمیع فرهنگ ها و ساختارهای متنوع فکری را، مجموعه ای درمانده، و بی رهبر می بیند و سفره ای آسمانی از غذاهای رنگارنگ می گسترد و باورمندان مسیحی یعنی خودی ها و دیگران، اعم از یهود و معتقدان دیگر مذاهب را به نشستن بپای سفرۀ فیض خود، دعوت می کند! ا
ین دیدگاهی است که منافع اکثریت را فدای اقلیت نمی کند، و یا دیکتاتوری اکثریت را بر حکومت اقلیت ترجیح نمی دهد! او انسان ها را بر پایۀ رنگ پوست و مو و چهره و رنگ چشم و رمز های نهفت در، اسیدهای آمینه و دی.ای. ان آنها تقسیم نمی کند! این نگاه، انسان را فدای قدرت و جاه طلبی چهره های تمامیت خواه، نکرده است و هیچگاه توجیه گر چانه زنی برای تقسیم قدرت بین جناح های رقیب نیست!


این نگاه حتی تحت محاصرۀ نظامیان روم، برای همۀ انسانها دلسوز است! و افسر رومی ، شیخ فریسی و فقیه صدوقی، غلام و ارباب، زن و مرد، دولتمند و فقیر را یکسان می بیند، وطالب "نجات" آنهاست! و امروز نیز همچون گذشته، این انسان تنها و پریشان، در معرض شفقت پروردگار ما عیسی مسیح قرار گرفته! این گلۀ بی شبان، باروحی پریشان، افسرده، اسیر زمان، بردۀ مُدهای وسوسه گر، زندانی فرقه گرائی و مقهور شعار اکثریت! گاه نالان و بازنده و گاه، برنده و ولی رسوا! بی اندک ثقل و ارزش! بی اندکی هدایت پذیری ! غلام حلقه بگوش ارب های قدرت و سیاست و ثروت!!


ما مومنان باید در اندوه انسان معاصرشریک شویم! این ندای مسیح است، وقت حِصاد است! محصول بسیار است و کارگر اندک! اما عیسای مسیح برای کمک به گرانباران دعا می کند! او کارگران را خواهد فرستاد! خادمان برای صید جان ها و نجات ارواح آدمیان بسیج خواهند شد! عیسای مسیح، دست بدعا بر می دارد دعائی پویا و پرقدرت! دعائی که بسرعت اجابت شده و مورد قبول پدر واقع می شود! اکنون خادمان در آستانه آمادۀ ماموریت شده اند! هیئتی آگاه و منسجم، از هم اکنون برای انجام وظیفه اعلام آمادگی کرده اند!...


امروزه رویکرد مراقبت اجتماعی، و سوسیالیست بودن تبدیل به یک ادعای اجتماعی و جاه طلبی سیاسی شده است! از اینرو، صداهائی از گوشه کنار بگوش می رسد، که :"دیگر دستگیری و کمک از طرف کلیسا و مسیحیان غیر ضروری است! این ادعا می گوید که : این امر مسئولیتی است که باید در انحصار دولت و نهاد های دولتی باشد و همانا و ظیفۀ  جامعه است تا کمک های انسانی را در اختیار نیازمندان قرار دهد، و در این راستا کمک های کلیسا بی فایده است!"


تا وقتیکه این ادعا از سوی مقامات و دولتها تبلیغ می شود و تا زمانیکه مراقبت رسمی و همبستگی کلیشه ای، از طرف ارگان های رسمی، وجود دارد باید گفت: که هنوز فقدان یک دلسوزی مسیحی از فوریت هاست! و این مهم ازسوی جامعۀ مسیحی از ضروریات است! در سال 1367 که رژیم حزب بعث روستا های کُرد نشین عراق را مورد بمباران شیمیائی قرار داد، برادری مسیحی که برای کمک به مصدومین وبازماندگان به منطقه رفته بود، موضوعی را در میان گذاشت! او تعریف می کرد : اگر چه ارسال وسائل و لوازم رفاهی خیلی مهم بود، اما پدر و مادر های داغدیده می گفتند: مهمترین کمک این بود که شما بچه های ما را دفن کردید و با ما بر سر مزار جگر گوشه هایمان اشک ریختید و در مصیبت ما شرکت کردید و در اندوه ما شریک شدید!


مراقبت و دلسوزی مسیحی، از منبع ویژه ای، انگیزۀ خود را دریافت می کند!  یعنی  دلسوزی برای انسان  اینگونه تفسیر می شود : بخاطر بسپار! که تو غباری بیش نیستی و در عین حال از خاکستر و غبار با ارزش تری! این انسان از خاک بر آمده، روزی دوباره خاک می شود! بیچاره انسان! چه کسی این جسم گناهکار و این ذات طغیانگر، و این "بدن میرا" را، نجات خواهد داد! با وجودیکه انسان حتی از ذره ای غبار کمتر است، اما درعین حال وقتی به عیسای مسیح ایمان آورد صاحب خلقت جدیدی خواهد شد!
خداوندا، تو را شکر می گوئیم که در عیسای مسیح پیروزی ما را بر مرگ مسلم می گردانی!
جالب است بدانیم که همین مددکار مسیحی، چنین می گفت: من بر اساس وعدۀ خدا به عیسای مسیح ایمان آوردم! من صید شده ام تا جانها را صید کنم! بمن یاری شده تا بیاری دیگران برخیزم، فداکاری وجانفشانی مسیح بر "صلیب" مرا ترغیب می کند تا ایثار و فداکاری کنم! 


بنیان این اعتقاد برای ابراز محبتی خالصانه، و انگیزه برای تحرک و مددرسانی همان سرشت صلح جوی عیسای مسیح است، و بر اساس طرح ملکوتی آفریدگار ماست، که آنقدر به جهان محبت کرد که پسر یگانۀ خود را داد، تا هر که به او ایمان آورد هلاک نگردد، بلکه رستگار شده و به زندگی ابدی می رسد!
به بیان دیگر  عشق و محبت مسیح، اساس فداکاری و بهانۀ حرکت ما برای تغیر دادن سرنوشت انسانهاست! چگونه ما بمثابه ایمانداران مسیحی می توانیم بسرنوشت آدم ها بی اعتنا باشیم، کسانیکه عیسای مسیح بخاطرشان زجر کشید و کشته شد! از اینرو دلسوزی مسیحی برای انسانها خالصانه است! او دار و ندار خود را در طبق اخلاص واعتقاد صادقانۀ خود می گذارد و دودستی تقدیم می کند! 


در هر انسان ارزشی نهان نهفته است، که جا دارد بخاطر این گوهر نهان و این عطیعۀ پنهان به او حرمت گذاشته شود! این گوهر گرانقدر، باید با محبت و دلسوزی، صیقل داده شود و یک مسیحی، بطور مستمر کوشش خود را بکار گیرد تا از چهرۀ دیگر خدا مراقبت کند!  نتیجۀ این رویکرد مشخص است! بعبارتی، انسان بجای آنکه زنده بماند صاحب زندگی ابدی می شود! در این مددرسانی ، انسان به مشارکت و مصاحبت با خدا دست پیدا می کند! انسان با خدا همدل و همراز می شود، انسان با خدا سازش می کند، و به تحول و تولدی نو و خلقتی جدید می رسد!
انسانی همطراز خدا، که مسیح طالب آن است، و او طالب مسیح است! "نگاهی متفاوت به آدم ها!" حماسۀ نگاه مسیح به خلایق، صحنه را آنچنان به تصویر کشیده، که ضرورت نفوذ  بمیان انسانها و نجات آنها را به برکتی روزانه، و کاری مستمر تبدیل کرده است!


کاری بس روحانی پیش روی ماست! ما بعنوان نجات یافتگان، نمی توانیم نسبت به این قضیه بی اهمیت بمانیم. "پس به تاکستان من بروید! محصول بسیار است و کارگر اندک!" ناگفته پیداست که: پرباری "ملکوت خدا" بستگی به مراقبت و کوشش مستمر ما دارد، و اینکه، چگونه و از چه منظری به انسان نگاه  کرده ایم! و چگونه  شکسته دلان  و گرانباران را تسلی داده ایم ! باری : دلسوزی برای رستگاری انسانها، خالص ترین و گرمترین نگاه به آدم هاست! ........................ کلامی، در دستم! کلامی، برابرم! آئینه ای مقابل انجیلت می گذارم، تا از تو "ابدیتی" بسازم! و نامت را میان کوچه های شهر، بزبان عاشقی، فریاد  خواهم کرد! و به رفیقانم که همه از عریانی می گریند و به رفیقانم که همه از بی ایمانی می لرزند، خواهم گفت : عاقبت دیدید، ما صاحب خورشید شدیم! و منم شاد از این پیروزی، به مادر، مژده ای خواهم داد! تا که از قضای نمازش نهراسد، و هی نگوید : دیدی، دوباره روزه ام باطل شد!............................... 


نویسنده : مسعود مهرداد...........................................................



+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 ساعت 18:51 توسط بلا





چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 | 18:48 | نويسنده : بلا

سال اغتشاش    

سال اغتشاشگاهی اوقات دقایق برای روزهای ما و روزها برای سالهای ما، برای انجام کارهایمان کفایت نمی کنند. در اینصورت نظرتان درمورد داشتن سال 445 روزه چیست؟

درواقع این یکبار اتفاق افتاده است. رومیان اولیه سال خود را بر اساس مدل قمری بر قرار کردند و سالشان 355 روز داشت. در سال 46 قبل از میلاد، جولیو سزار، فرمانی مبنی بر تأسیس سالی جدید با مدل شمسی دارای 365 روز را داد. برای راه اندازی این سال جدید، او دو ماه بین ماههای نوامبر و دسامبر اضافه کرد. او سه هفتۀ اضافه بین فوریه و مارس نیز قرار داد. نتیجه اش، یک سال تاریخی با 445 روز بود که به «سال اغتشاش» شهرت یافت.

ولی گاهی هرسال بنظر سال اغتشاش می آید. امّا رمز اینکه تمام کارهایتان را قبل از تمام شدن سال انجام دهید، اضافه کردن روزها به آخر سال نیست؛ بلکه تنها انجام کارهایی است که پدر آسمانی به شما محوّل کرده تا انجام دهید. وقتی عیسی به آسمان صعود نمود، کارهای نیمه تمام زیادی هنوز باقیمانده بودند، امّا او در انجیل یوحنا می گوید: "... کاری را که به من سپردی تا بکنم، به کمال رسانیدم. " ( یوحنا 17 : 4 ).


از خدا اولویّت انجام کارها را در هر روز طلب کنید و نگذارید که ضرورت بر اهمیت آنها غلبه یابد. مطمئن شوید که هر روز کاری را که او به شما محوّل کرده است، انجام دهید.  


دکتر دیوید جرمایا
ترجمه: آرش



+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 ساعت 18:48 توسط بلا





چهارشنبه هجدهم دی 1387 | 17:36 | نويسنده : بلا

طرزفکر درستی از خود، پرورش دهید.    

طرز فکر درستی از خود پرورش دهیددر اینجا 10 پیشنهاد برای توسعه و پرورش طرز فکری سالم  وجود دارد. آنها را به آهستگی بخوانید و هرروزه روی آنها تعمّق کنید:

1. از گناه خود متنفر باشید، ولی هرگز از خود متنفر نباشید.
2. در توبه سریع باشید.
3. وقتی خدا چیزی را روشن می کند، در آن مسیر بدون وقفه حرکت کنید.
4. از گفتن چیزهای منفی درمورد خود خودداری کنید. خدا شما را دوست دارد و متنفر بودن از چیزی که خدا دوست دارد، درست نیست. او نقشه های عظیمی برای شما دارد، پس وقتی درمورد آیندۀ خود منفی بافی می کنید، درواقع با او در تضاد هستید.


5. هرگز از پذیرفتن اشتباهتان نترسید. تصور نکنید که همیشه اگر اشکالی پیش آید، مشکل از شماست.

6. زیاد درمورد چیزی که انجام داده اید، چه درست و چه غلط، فکر نکنید. چون این باعث می شود که تمرکز افکارتان بجای مسیح، بر روی خودتان باشد.
7. بخوبی مراقب جسم خود باشید. از هرنعمت خدادادی خود به بهترین نحو استفاده کنید، ولی هیچگاه غصۀ ظاهرتان را نخورید.
8. هرگز از تحصیل و یادگیری دست برندارید، ولی نگذارید که مدارج تحصیلیتان نقطۀ غرورتان شوند. خدا بخاطر چیزی که در ذهن دارید از شما استفاده نمی کند، بلکه او بخاطر آنچیزی که در قلبتان دارید از شما استفاده می کند.
9. متوجه باشید که استعدادهای شما، هدیه است، نه چیزی که خود آنرا خلق کرده باشید. هرگز به دیدۀ تحقیر به کسانیکه کارهای شما را نمی توانند انجام دهند، نگاه نکنید. 
10. نقاط ضعف خود را حقیر نشمارید، چونکه شما را وابسته به خدا نگاه می دارند.

 

تیموتی ساتریان
مترجم: آرش



+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387 ساعت 17:36 توسط بلا





چهارشنبه هجدهم دی 1387 | 17:33 | نويسنده : بلا

سال 2009 را درست آغاز کنید!    
سال 2009 را درست آغاز کنید" مرد عادل به طریق خود متمسّک می شود، و کسی که دست پاک دارد، در قوّت ترقی خواهد نمود." ( ایوب 17 : 9 )

کسیکه گفته « طفره رفتن، سارق زمان است.»، حقیقتاً این را به درستی گفته است. ما همیشه در تأخیر انداختن استادیم و باز می گوئیم که بعداً بهتر عمل می کنیم. صادقانه به چند عدد از تصمیمهای سال گذشته خود پایبند بوده اید؟ امسال بیائید کارهایمان را طور دیگری انجام دهیم. هدفهای امسال خود را ممققز کنید. بعبارت دیگر آنها را:

مشخص کنید: مثلاً برای اینکه بتوانید قبل از رفتن به سرکار کلام خوانده و دعا کنید، از خواب زودتر بلند شوید. بیشتر از ساعت 7 شب کار نکنید تا بتوانید زمانی را با خانواده سپری کنید. هر روز حداقل 25 دقیقه ورزش کنید. مراقب بدن خود باشید، چونکه مسکن خداست ( اول قرنتیان 6 : 19 ـ 20 ).


متعادل انتخاب کنید: پرداختن به بیش از یک پروژه درآن واحد، تمرکز شما را کمتر کرده و پی گیری آنها را مشکلتر می سازد. همیشه شروع زیاد، منتهی به پایان کم می شود. با کم شروع کنید تا با تسلط و اشراف کامل، مؤفقیت خود را تضمین کنید.


قابل انجام انتخاب کنید: یک سنگ بزرگ (که نشانۀ نزدن است) را برندارید. هر چیز را قدم به قدم انجام دهید. پولس می گوید "من یک چیز را انجام می دهم." ( فیلپیان 3 : 13 ). درمورد کاری که می توانید انجام دهید صحبت کنید، نه کاری که انجام نخواهید داد. مثلاً بجای گفتن « من نمی خواهم ایراد گیر باشم.» بگوئید، «امروز من می خواهم به دنبال چیز خوبی در هر شخص بگردم.» ( فیلپیان 4 : 8 ).


قابل ثبت انتخاب کنید: کاری را که نتوانید اندازه بگیرید، نمی توانید هم انجام دهید. ثبت کردن پیشرفت (و یا پسرفت)، شما را پاسخگو می کند؛ و نشان می دهد که چقدر به جلو آمده اید و یا برای پیشروی بیشتر به چه چیزهایی احتیاج دارید.


زماندار انتخاب کنید: اهداف خود را هفتگی (و یا اگر مشکلی دارید روزانه) مرور کنید. بدین تریب می توانید پیش از موعد، رفع مشکل نمائید و اگر لازم باشد، تغییر جهت دهید. کتاب مقدس می گوید: " در این امور تأمّل نما و در اینها راسخ باش تا ترقی تو بر همه ظاهر شود." ( اوّل تیموتاؤس 4 : 15 ).


زود باش، تصمیم خود را بگیر و از مبل راحتی خود بلند شو و برو دنبالش.

 


تیموتی ساتریان
مترجم: آرش



+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387 ساعت 17:33 توسط بلا





سه شنبه هفدهم دی 1387 | 19:10 | نويسنده : بلا

تو بايد دوباره متولد شوی    
17 دي 1387
  
يقين بدان که هيچکس نمی تواند به پادشاهی خدا
 وارد شود مگر آنکه از آب و روح تولد يابد

 

 

تو بايد دوباره متولد شوی

اينها کلماتی بودند که عيسی به يکی از مذهبی ترين مردم زمان زندگی خود گفت.  انجيل يوحنا ۳:۱-۸

نيقوديموس شب هنگام نزد عيسی آمد تا در باره تعليم جديد عيسی سؤال کند. نيقوديموس يک فريسی و يکی از

بزرگان قوم يهود بود. او به خدا ايمان داشت، روزه می گرفت، دعا می کرد، يکدهم در آمدش را ميداد، در جلسات شکرگزاری شرکت ميکرد، کتاب مقدس را مطالعه ميکرد و سعی ميکرد مسائل اخلاقی را رعايت کند. با اين وجود عيسی به او ميگويد که او بايد دوباره متولد شود تا بتواند به پادشاهی خدا وارد شود.

کلمه و روح

عيسی گفت " يقين بدان که هيچکس نمی تواند به پادشاهی خدا وارد شود مگر آنکه از آب و روح تولد يابد.  يوحنا ۵ : ٣

کمی بعد اينطور گفت " شما با سخنانی که به شما گفتم پاک شده ايد " پولس نوشت " مسيح خويشتن را داد تا  کلیسا را با آب و کلام شسته و آنرا پاک و مقدس گرداند. "  افسسيان ۵:۲۶

پطرس نوشت " اين بار تولد شما در اثر تخم فانی نبود، بلکه بوسيله تخم غير فانی يعنی کلام خدای زنده و جاويدان تولد تازه يافتيد. "

کلام تخمی است که در قلبمان کاشته می شود و سبب رشد ايمانمان می شود. برای تولد دوباره به کلام خدا و روح خدا نياز داريم.

او ما را نجات داد، اما اين بخاطر اعمال نيکويی که ما کرديم نبود، بلکه بسبب رحمت او و از راه شستشويی بود که بوسيله آن، روح القدس بما تولد تازه و حيات تازه بخشيد. تيطس ۳:۵

برای اينکه بتوانيم بتن بسازيم به ماسه، سمنت و آب احتياج داريم. در بيابان ماسه زياد وجود دارد ولی اين بخودی خود دليل وجود بتن نميشود. در دريا ماسه و آب فراوان وجود دارد، اما دريا از بتن پر نيست، بهمين طريق کلمه و روح خدا بايد با پشيمانی و ايمان قلبی ترکيب شوند تا يک انسان نجات يابد.

ايمان بياور و اعتراف کن

...کلام خدا ( يعنی همان پيام ايمانی که ما اعلام می کنيم ) نزديک توست، آن بر لبها و در قلب تو است، زيرا اگر با لبان خود اعتراف کنی که عيسی خداوند است ودر قلب خود ايمان آوری که خدا او را پس از مرگ زنده ساخت نجات خواهی يافت زيرا انسان با قلب ايمان می آورد و نيک محسوب ميگردد و با لبهای خود به ايمانش اعتراف می کند و نجات می يابد. " (رومیان باب ده آیه هشت تا ده)

ايمان ما به کلام خدا، در قلبمان و با زبانمان بيان ميشود. اگر حقيقتا ايمان قلبی بياوريم که خدا عيسی را از ميان

مردگان برخيزانيد، دليلی وجود ندارد تا خداوندی او را اعتراف نکنيم، در همان لحظه که شخص ايمان می آورد و عيسی را خداوند و منجی خطاب می کند، تولد دوباره می آورد.

"اما به همه کسانی که او را قبول کردند و به او ايمان آوردند اين امتياز را داد که فرزندان خدا شوند. " ( انجيل

یوحنا ۱ : ۱۲

به سبب فيض از راه ايمان نجات يافتن

يک ترکيب لازم است. فيض و قدرت خدا با اراده و ايمان ما. همه چيز به خدا مربوط نميشود مسلما همه چيز بماهم مربوط نميشود. هر دو يعنی قوت خدا و ميل ما لازم است تا تولد تازه ما بوقوع بپيوندد.

" زيرا بسبب فيض خداست که شما از راه ايمان نجات يافته ايد و اين کار شما نيست. پس هيچ دليلی وجود ندارد که کسی به خود ببالد.( افسسیان ۲ : ۸-۹) اگر فيض خدا نبود ما نميتوانستيم نجات يابيم، بدون شک اعمال انسانی  کافی نيست. قدرت خداست که از طريق کلام و روحش اين تولد دوباره را انجام ميدهد. با وجود اين، اگر حالت پشيمانی و ايمان شخصی نباشد قدرت خدا عمل نميکند. ميل شخص بايد مطيع ميل خدا باشد تا بتواند برکات خدا ر ا دريافت کند.

يک خلقت جديد

کسی که با مسيح متحد است حياتی تازه دارد، هر آنچه کهنه بود درگذشت و اينک زندگی نو شروع شده است.

دوم قرنتیان ۵ : ۱۷

تولد تازه ما را به خلقتی بکلی تازه تبديل می کند. ما مخلوقاتی شبيه عيسی مسيح هستيم (کولسيان ۳ : ۱۰)

در قلبهايمان شبيه مسيح خلق شده ايم. برای اينکه بتوانيم چون عيسی زندگی کنيم بايد " ... تازه ( انسان تازه ) را پوشيده ايد که بصورت خالق خويش تا به معرفت کامل تازه ميشود. "

اين تجديدی است که ما افکارمان را بوسيله کلام خدا می دهيم و بدن هايمان را تحت فرمان کلام او درمياوريم.

رومیان ۱۲: ۲ و افسسیان ۴: ۲۳ 

داخل پادشاهی خدا

پيوسته خدای پدر را شکر کنيد که شما را لايق آن گردانيده است تا در سرنوشتی که در عالم نورانی در انتظار

مقدسين است سهمی داشته باشيد. او ما را از چنگ نيرومند ظلمت رهانيده به پادشاهی پسر عزيزش منتقل ساخته وقتيکه ما دوباره  است خدا بوسيله او ما را آزاد ساخته و گناهانمان را آمرزيده است.

(کولسیان ۱:۱۲-۱۴)

وقتیکه ما دوباره متولد ميشويم، از ظلمت پادشاهی شيطان رهانيده شده به پادشاهی عيسی وارد می شويم، پادشاهی نور. اين چيزی نيست که فقط اميد يا آرزوی آنرا داشته باشيم، اين يک حقيقت است. فرزند خدا مجبور نيست که ديگر تحت فرمان شيطان باشد. پس اگر پسر شما را آزاد سازد واقعا آزاد خواهيد بود. یوحنا ۸: ۳۶

قانون روح زندگی در مسيح عيسی

اين پادشاهی جديد يک پادشاهی روحانی است، اما بخاطر اينکه نجات اساسا يک تولد دوباره روحانی می باشد، باعث نمی شود که آن بر بدنمان، ذهنمان و زندگی روزانه مان تأثيری نگذارد بلکه می تواند در تمام قسمتهای زندگيمان تأثير بگذارد و خواهد گذاشت.

در هر جامعه قوانينی وجود دارد که تصميم می گيرد که مردم آنجا چگونه بايد زندگی کنند. زندگی روحانی نيز

همينطور است. برای کسانيکه در پادشاهی شيطان زندگی می کنند، قوانينی وجود دارد و همينطور برای کسانيکه در پادشاهی خدا زندگی می کنند.

تولد دوباره يک قانون جديد بما می دهد. " زيرا فرمان حياتبخش روح القدس که در اتحاد با مسيح عيسی يافت می شود مرا از زمان گناه و مرگ آزاد کرده است. " رومیان ۸ : ۲

قانون زندگی شامل محبت، شادی، آرامش، خوشی، خوشبختی، فراوانی، سلامتی، خرسندی و برکات می شود. اين مقررات در پيمان جديد برای مسيحيان وضع شده است. اين يک قانون است، يک قانون روحانی است. ما بايد آنر ا در زندگيمان اجرا کنيم. خدا پشتيبان ما است. کلام او حقيقت و غير قابل تغيير است.

بخشش – آمرزش گناهان

روزی که ما عيسی را خداوند و منجی مان ميکنيم، از همه گناهانمان بخشيده می شويم. در حقيقت هنگاميکه عيسی زندگيش را بعنوان فديه ای برای ما داد، بخشيده شديم. اما تا هنگاميکه آنرا بوسيله ايمانمان دريافت می کنيم، اين تجربه بخشش را نداريم. اگر چه يک نفر ممکن است گناهان زيادی کرده باشد، اما گناه اصلی او آن است که به وقتی اين مطلب روشن شود، به ريشه مشکلات پی می بريم. : مسيح ايمان نياورده است ( انجيل يوحنا ۹ : ۱۶) خون مسيح قلب کسی را که به او ايمان بياورد پاک می کند. به اين ترتيب همه گناهان گذشته بخشيده می شود و خون مسيح بصورت کامل او را پاک می کند. از راه اتحاد با مسيح و بوسيله خون او است که ما رهايی يافتيم و گناهان ما بخشيده شد و چقدر بی حد و حصر است فيضی که خدا به فراوانی به ما بخشيده است. ( افسسیان ۱ : ۷ )

تعميد آب

کتاب مقدس بوضوح نشان می دهد که تعميد آب برای ايمانداران مهم است. در مأموريت بزرگ، عيسی مسیح به شاگردانش گفت " به تمام نقاط دنيا برويد و اين مژده را به تمام مردم اعلام کنيد. کسی که ايمان می آورد و تعميد می گيرد نجات خواهد يافت اما کسی که ايمان نياورد محکوم خواهد شد. " ( مرقس ۱۶: ۱۵-۱۶)

متی اين کلام را در فصل ٢٨ آيه ١٩ اينطور می گويد " برويد و همه ملتها را شاگرد سازيد و آنها را بنام پدر وپسر و روح القدس تعميد دهيد. " خود عيسی بوسيله يحيی در رود اردن تعميد گرفت. ( متی  ۳: ۱۳-۱۷)

پطرس در پيامش، روز پنطيکاست گفت " توبه کنيد وهمه شما فردا فرد برای آمرزش گناهانتان بنام عيسی مسيح غسل تعميد بگيريد که روح القدس يعنی عطيه خدا را خواهيد يافت. " اعمال رسولان ۲ : ۳۸ 

لوقا می نويسد " پس کسانيکه پيام او را پذيرفتند تعميد يافتند و در همانروز در حدود سه هزار نفر به ايشان پیوستند (اعمال ۲ : ۴۱)  پولس تعميد گرفت ( اعمال ۹ : ۱۸)و بعدها او ایمانداران را تعمید می داد،

( اعمال ۱۹ :۱-۶ )  کسانيکه در خانه کرنيليوس بودند بعد از تعميد روح القدس تعميد آب نیز گرفتند.

 ( اعمال ۱۰ ۴۴-۴۸)

 زندانبان شهر فيليپی و اهل خانه اش پس از آنکه به عيسی ايمان آوردند، تعميد گرفتند. ( اعمال ۱۶: ۳۱-۳۳)

اطمينان از نجات

" شهادت اين است که خدا به ما حيات جاودانی داده است و اين حيات در پسر او يافت می شود. هر که پسر را

دارد حيات دارد و هر که پسر را ندارد صاحب حيات نيست. اين نامه را نوشتم تا شما که بنام پسر خدا ايمان داريد، بدانید که حیات جاویدانی دارید.( اول یوحنا ۵ :  ۱۱-۱۳)  اگر ما شروطی را که کلام خدا برای نجات داده است بجا آوريم، می توانيم آگاه باشيم که نجات يافته ايم. کلام خدا برای نجات اينطور گفته است و ما می توانيم به کلام خدا اعتماد کنيم. کلام خدا به احساسات، هيجانات، عضويت کليسايی، اخلاقيات مترقی يا صداقت ما بستگی ندارد. " روح خدا با روح ما با هم شهادت می دهند که ما فرزندان خدا هستيم. " ( روميان ۸ :۱۶) اگر ما این شروط را بجا آوريم يعنی توبه کرده و به مسيح ايمان آورده ايم آنوقت می دانيم که نجات يافته ايم. ( يعنی ايمان آورده به ايمانمان اعتراف کرده ايم. )

 

بر گرفته از شبکه خبر مسیحیان



+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387 ساعت 19:10 توسط بلا





سه شنبه دهم دی 1387 | 19:31 | نويسنده : بلا

10 تصمیم مهم برای سال 2009    
 

من برای سال جدید 2009 تصمیم گرفتم که با کمک خدا...

  1. شکایت کردن را کنار بگذارم و بر قدرانی کردن متمرکز شوم.
  2. قضاوت تند را کنار گذاشته و افکار ملایمی داشته باشم.
  3. از نگرانی دست بکشم و به تقدیر الهی اعتماد کنم.
  4. ناامیدی را ترک کرده و پر از امید باشم.
  5. تلخی را کنار گذاشته و به سمت بخشش روم.
  6. نفرت را کنارگذاشته و درعوض بدی، خوبی کنم.
  7. از خشم دست کشیده و شکیبایی و صبر را پیشه کنم.
  8. از خامی دست کشیده و به بلوغ برسم.
  9. از افسردگی و ملالت دست کشیده و از زیبائیهای اطرافم لذت ببرم.
  10. غیبت کردن را کنار بگذارم و زبانم را کنترل کنم.

 

 تصمیم مهم برای سال 2009

10 پیشگویی مهم درمورد سال 2009

 
  1. کتاب مقدّس هنوز جواب تمام سؤالها را دارد.
  2. دعا هنوز کاری است.
  3. روح القدس هنوز کار می کند.
  4. خدا هنوز در پرستش قومش ساکن است.
  5. موعظه های همراه با مسح خدا ادامه خواهند داشت.
  6. سرودهای پرستشی هنوز برای خدا سروده خواهند شد.
  7. خدا برکتش را بر قومش خواهد ریخت.
  8. هنوز خانه های خالی برای صلیب باقی مانده اند.
  9. هنوز عیسی شما را دوست دارد.
  10. هنوز عیسی گمگشتگان را نجات می دهد.

 

تیموتی ساتریان

مترجم: آرش



+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 ساعت 19:31 توسط بلا





یکشنبه هشتم دی 1387 | 19:27 | نويسنده : بلا

چه بهای عظیمی شاگردان مسیح پرداختند ؟    
08 آذر 1387

 

امرو زما نیز به عنوان شاگردان عیسی مسیح در گوشه و کنار دنیا
 متحمل مشکلات و فشارهای گوناگون هستیم. شاید مقایسه
 وضعیت فعلی ما با موقعیت شاگردان باعث تشویق و تقویت ما شود.

 

 

زندگی شاگردان عیسی مسیح و نتایج آن برای ما بسیار خوشایند است، اما لازم است،به خاطر داشته باشیم، که  شاگردی و تسلیم کامل به عیسی مسیح به عنوان خداوند نتایجی هم در بر داشت.

شاگرد واقعی عیسی مسیح بودن برای شاگردان او به چه قیمتی تمام شد؟

در مورد اغلب آنها در کتاب مقدس چیز خاصی پیدا نمی کنیم، اما از تاریخ مکتوب کلیسا چیزهای زیادی میشود فهمید. امروز من وشما نیز به عنوان شاگردان عیسی مسیح در گوشه و کنار دنیا متحمل مشکلات و فشارهای گوناگون هستیم. شاید مقایسه وضعیت فعلی ما با موقعیت شاگردان باعث تشویق و تقویت ما شود.
۱.    یوحنا زمانی که بسیار پیر شده بود، در تبعید و در جزیره پطموس چشم از جهان فرو بست.
۲.    یهودای اسخریوطی، پس از اینکه به خداوندش خیانت ورزید، خود را حلق آویز کرد.
۳.    پطرس در زمانی جفای نرون بر کلیسا، به صورت بر عکس مصلوب شد.
۴.    آندریاس در پاترا( مستعمره ای یونانی) به صلیب کشیده شد.
۵.    یعقوب بن حلفی را از یکی از گنبدهای معبد به زیر افکندند و سپس او را آنقدر با چوب زدند که جان سپرد.
۶.    برتولما را در آلباناپولیس، ارمنستان، زنده زنده پوست کندند تا جان سپرد.
۷.    یعقوب پسر بزرگ زبدی، در اورشلیم سرش را از تنش جدا نمودند.
۸.    تومای شکاک، در کوروماندل هند، توسط نیزه ای که از میان بدنش عبور کرد به شهادت رسید.
۹.    فیلپس را در شهر هیراپولیس به یک ستون بستند تا جان سپرد.
۱۰.  لبی، معروف به تدی را آنقدر با تیر زدند تا جان سپرد.
۱۱.  شمعون غیور در ایران مصلوب شد.
۱۲.  متی را اول سنگسار کردند و سپس سر از تنش جدا نمودند.

عجب بهای عظیمی !

 از خودتان سوال کرده اید چرا؟ چرا آنها مرگ را، آن هم به این صورت انتخاب کردند؟ چرا پدر، مادر، همسر و فرزندان خود را باید ترک میکردند؟ چرا باید خانه خود را رها می نمودند؟ چرا این همه خفت و خواری را تحمل کرده، گرسنگی کشیده و جفا دیدند؟ چرا شهر به شهر رفته و آنجا را برای مسیح فتح میکردند؟
 به شما میگویم چرا؛ پولس رسول میگوید که آنها یوغ مسیح را بر خود گرفته بودند. در واقع آنها اسیران محبت مسیح بودند.
 شما چه؟ آیا خود را برده و اسیر مسیح میدانید ؟
 
 
 
بر گرفته از شبکه خبر مسیحیان


+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387 ساعت 19:27 توسط بلا





پنجشنبه پنجم دی 1387 | 22:11 | نويسنده : بلا

سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان،
درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد

 

 

سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.

به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال ۱۸۴۱، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندســــــــــور ( Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای ۱۸۵۰، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

 بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال ۱۸۳۰ است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود.

 در سال ۱۸۵۱، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.

در حدود سالهای ۱۸۹۰، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که اروپاییان از درختان کوچکی که حدود ۱ تا ۱.۵ متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.

در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.
در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.
در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.

تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند.



+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387 ساعت 22:11 توسط بلا





CopyRight © 2007 4masih All Rights Reserved