سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 | 21:5 | نويسنده :
بلا
« اي خدا تو پادشاه هستي ، پس بر نجات ( پيروزي ) يعقوب امر فرما » ( مزمور 44 : 4 )
در فيض خدا ، براي پيشرفت روحاني و خدمت و فعاليت براي او ، هيچ گونه مانعي كه از سوي خداوند به حساب نيامده و مغلوب نشده باشد ، وجود ندارد. تو هرگز نبايد از دشمنان بترسي . آنها از پيش تو فرار خواهند كرد ، تو فقط از خداوند قوت بياب و دلير باش. اي سرباز شجاع مسيح نترس و هيچ هراسي به خود راه مده . شجاع باش زيرا خداي قادر مطلق با توست . در پي پيروزي باش ، پيروزي را بطلب ، اين حق توست ، او خود اين حق را به تو داده است .
وقتي دشمنانت به تو هجوم مي آورند ، پيروزي او را بطلب. مطمئن باش كه تو در هر يك از پيروزي هايي كه خداوندت عيسي بر گناه داشت سهم داري . تمام پيروزي هايي كه او به دست آورد فقط براي خودش نبود. بلكه براي تو و براي همه ما نيز هست . به ياد آور كه در تمام پيروزي هايش تو در او بوده اي .
پيروزي را از آن خود بدان و آن را تصاحب كن . هيچ دشمني نمي تواند تو را از آن محروم سازد. تو يكي از سربازان ارتش فاتحان هستي . در فتح و پيروزي خداوند و نجات دهنده خويش سهم خود را بگير و به اين وسيله او را خوشحال كن .
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ساعت 21:5 توسط
بلا
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 | 21:1 | نويسنده :
بلا
« و چون ايشان دعا كرده بودند مكاني كه در آن جمع بودند به حركت آمد و همه به روح القدس پر شده كلام خدا را به دليري مي گفتند * و رسولان به قوت عظيم به قيامت عيسي مسيح خداوند شهادت مي دادند »
( اعمال رسولان 4 : 31- 33 )
كريسمس ايوانز تعريف مي كند كه وقتي در يك روز يكشنبه براي قرار ملاقاتي از جاده اي خلوت عبور مي كرد ، احساس سردي شديدي به وي دست داد. او مي گويد « اسبم را به بيرون جاده هدايت كردم ، به جايي كاملا دور و در آنجا با دردي عظيم تمام زندگيم را مورد تفتيش و بازنگري قرار دادم . سه ساعت تمام به آن صورت در زير بار مشقتي جانكاه در حضور خدا ماندم تا اطمينان محبت آميز و شيرين كفاره الهي وجودم را فرا گرفت .
من تعميدي تازه از روح القدس يافته بودم و در حالي كه آفتاب در افق غروب مي كرد ، به طرف اسبم رفتم سوار آن شدم تا به مكان ديدارم بروم . روز بعد براي گروه كثيري كه آنجا كنار كوه جمع شده بودند به قوت روح القدس آن چنان موعظه كردم كه يك بيداري روحاني حقيقي درست در همان روز شروع شد و به تمام ولز گسترش يافت . »
مهم ترين پرسشي كه از يك شخص تولد تازه يافته بايد پرسيد اين است : « وقتي ايمان آوردي آيا روح القدس را هم يافتي ؟ اين اولين سوال كليساي اوليه از ايمانداران جديد بود . اي فرزند شاه شاهان ، آيا روح القدس روح تو را نيز اين گونه لبريز نموده است ؟ آيا او بر وجود تو پادشاهي مي كند ؟ به گونه اي كه همه مردم تصوير نجات دهنده ات را بر چهره تو ببينند ؟
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ساعت 21:1 توسط
بلا
چهارشنبه هفدهم تیر 1388 | 19:48 | نويسنده :
بلا
« فيض من تو را كافيست »
( دوم قرنتيان 2 : 9 )
اراده نيكوي خدا اين بود كه كوچكترين فرزندم را در شرايطي تلخ و دردآور از ما بگيرد. پس از اينكه جسم كوچكش را به خاك سپرديم به خانه باز گشتم و فكر كردم كه من بايد در باره مفهوم تجربه براي اعضاي كليسايم موعظه كنم.
يكشنبه بعد ، مشاهده كردم كه درس ما هم درست درباره همان موضوع بود ، پس بيشتر متقاعد شدم كه هدايتم از سوي خدا بود . هنگامي كه شروع به آماده كردن موعظه نمودم ديدم كه آيه « فيض من تو را كافيست » هنوز براي من واقعي نبود . پس زانو زدم و از خداوند خواستم كه او خودش آن را برايم واقعي بسازد . پس از پايان دعايم چشمانم را باز كردم و بر روي ديوار آيه اي را ديدم كه مادرم چند روز قبل آن را قاب كرده و برايم فرستاده بود و من خواسته بودم كه در غياب من آن را آنجا آويزان كنند. عجيب بود كه هنوز متوجه آن نشده بودم . وقتي چشمانم را پاك كرده و به بالا نگاه كردم اين كلام فوق العاده ارزشمند در برابرم بود: « فيض من تو را كافيست » : كلمه « كافيست » با يك رنگ نوشته شده بود و كلمات « من » و « ترا » با رنگي ديگر . من دعا كرده بودم كه او فيض كافي بمن بدهد تا بتوانم غمم را تحمل كنم ، در حالي كه او مي گويد من اكنون به حد كافي فيض به تو بخشيده ام، ديگر چه چيزي بيشتر از اين مي خواهي ؟ برخيز ، بايست ، با ايماني ساده اين فيض را بگير و خواهي ديد كه كلامش واقعي است ، زيرا من كه خداوند هستم گفته ام « فيض من تو را كافيست » ، نه اينكه در آينده بايد كافي باشد بلكه همين الان كافيست .
از خداوند تشكر مي كنم كه از آن به بعد مرا با اين وعده كلامش قوت بخشيد تا در برابر هرگونه وضعيت ناگوار و غم انگيز استقامت نمايم .
وب. ببلو
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 ساعت 19:48 توسط
بلا
سه شنبه شانزدهم تیر 1388 | 20:13 | نويسنده :
بلا
سلاحها و تاك تيك ها يا شگردهاي شيطا ن:
۴۵- ۴۲ : يوحنا ۸
۴۲ عيسي فرمود اگر اينطور بود، مرا دوست ميداشتيد . چون من از جانب خدا نزد شما آمده ام» :
۴۳
چرا نمي توانيد سخنان مرا بفهميد؟ دليلش اين است كه نمي خواهيد به من گوش دهيد .
۴۴
شما فرزندان پدر واقعي تان شيطان مي باشيد و دوست د اريد اعمال بد او را انجام دهيد .
شيطان از همان اول قاتل بود و از حقيقت نفرت داشت . در وجود او ذره اي حقيقت پيدا نمي شود،
چون ذاتا دروغگو و پدر تمام دروغگوهاست .
۴۵
بهمين دليل است كه وقتي من حقيقت را به شما مي گويم،
نميتوانيد باور كنيد.
پدر دروغگويان
دروغ تنها سلاح شيطان است
وقتي ما به دروغهاي شيطان گوش مي كنيم، به دام مي افتيم.
بنابراين عيسي مسيح گفته است:
۱۵ : مرقس ۱۶
حالا بايد به سراسر دنيا برويد و پيغام انجيل را به مردم برسانيد
. » : پس به ايشان گفت
وقتي مردم حقيقت را بشنوند و آن را دريافت كنند، آزاد خواهند شد. در اين
حالت شيطان نمي تواند آنها را در اسارت نگه دارد.
۹
۳۲ - ۳۱ : يوحنا ۸
۳۱
در اين وقت، بسياري از سران قوم يهود، با شنيدن سخنان او ، ايمان آوردند كه او همان مسيح
است .عيسي به اين عده فرمود اگر همانگونه كه به شما گفتم زندگي كنيد، شاگردان .
واقعي من خواهيد بود .
«.
۳۲ حقيقت را خواهيد شناخت و حقيقت شما را آزاد خواهد ساخ ت
عيسي مسيح، شيطان را بطور كامل شكست داد
شيطان خلع سلا ح شد. اين اتفاق زماني رخ داد كه عيسي مسيح مرد و دوباره زنده
شد.
۱۵ : كولسيان ۲
به اين ترتيب، قدرت شيطان را كه شما را به گناه متهم مي ساخت، درهم شكست . خدا به تمام
مردم دنيا به روشني نشان داد كه مسيح برروي صليب بر شيطان چيره شده است ، و شما هم
بوسيله ا و، از تمام گناهان خود پاك شده ايد.
ما در زمان و دوران بين رو ز واقعه و پيروزي قرار گرفته ايم
در طول جنگ جهاني دوم، متفقين به سواحل نور ماندي فرانسه در ششم ژ وئن
۱۹۴۴ حمله كردند اين روز به عنوان روز مهم ( واقعه) شناخته شد. آن جنگ كه در آن
روز اتفاق افتاد، نقطه مطلق برگشت از جنگ بو د. وقتي اين روند تا سال بعد از آن يعني
زماني كه آلمانها و ژاپني ها رسما سند كاپيتولاسيون را نوشتند ادامه پيدا كر د.
ولي سال بين روز واقعه و پيروزي خونبارترين سال در طول كل دوران جنگ بو د.
در اين دوران تعداد نفرات كشته شده بسيار بيشتر از تعد اد كساني بود كه در سالهاي
قبل از آن كشته شده بودند. دشمن فهميد كه ديگر فرصتي باقي نمانده و اگر هرجا
برود بايد به سرعت و با اعمال زور، وارد عمل شو د. امروز، كليسا بين روز واقعه و
۱۰
پيروزي قرار دارد. روز واقعه روزي بود كه در آن عيسي مسيح بخاطر گناهان مردم
دنيا، به صليب كشيده شد. شيطان شكست خورد. ولي وقتي عيسي مسيح دوباره
پيروزي را بدست آورد و سلطنت و پادشاهي خود را دوباره به دست گرفت و شيطان
را مجبور كرد كه اقتدارش را به او برگرداند، كليسا وارد آخرين مرحله جنگ مي شو د.
بنابراين ما با يك مقاومت شديد روبرو هستيم.
ولي اگر ما برطبق قوانين مبارزه كنيم، هميشه برنده خواهيم شد.
۵ : دوم تيموتائو س ۲
ورزشكاري كه مي خواهد برنده جايزه شود، بايد تمام مقررات مسابقه را رعايت كند ، تو نيز
براي موفقيت در خدمتت، بايد از تمام دستورات خداوند اطاعت كن ي.
قوانين او در ميان جزاير و كشتي ها
۱۰ - ۲ : حزقيان ۲۸
۲ و ۳
اي انسان خاكي به حكمران صور بگو كه خداوند مي فرمايد : تو بقدري مغرور شده اي كه
فكر مي كني خدا هستي و در قلمرو خود كه جزيره ايست در و سط دريا، مانند يك خدا بر تخت
نشسته اي ! هرچند به خود مي با لي كه مثل خدا هستي، ولي بدان كه انسا ني بيش نيستي . تو
مي گويي از دانيال داناتري و هيچ سري از تو مخفي نيست .
۴
با حكمت و دانايي خود ، مال و ثروت زياد جمع كرده اي و طلا و نقره و گنج هاي بسيار
اندوخته اي .
۵
حكمت تو، تو را بسيار ثروتمند و مغرور كرده است .
۶
خداوند مي فرمايد : چون اد عا مي كني كه مانند خدا دانا هستي .
۷
من سپاه دشمن بي رحمي را كه مايه وحشت قوم هاست مي فرستم تا شكوه و زيبايي تو
را كه به حكمت خود بدست آورده اي از بين ببرند .
۸
آنها تو را به قعر جهنم مي فرستند و تو در قلب دريا خواهي مرد.
۱۱
۹
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 ساعت 20:13 توسط
بلا
سه شنبه شانزدهم تیر 1388 | 19:42 | نويسنده :
بلا
« عيسي چشمان خود را بالا انداخته گفت : اي پدر تو را شكر مي كنم كه سخن مرا شنيدي »
( يوحنا 11 : 41 )
شايد اين دعاي شكرگزاري براي ما غيرعادي به نظر برسد ، زيرا ايلعازر هنوز در قبر بود . اما خداوند ما پيش از انجام معجزه قيام ، از پدر تشكر مي كند .
من فكر مي كردم كه شكرگزاري مي بايست بعد از بيرون آمدن ايلعازر از قبر تقديم مي شد . اما خداوند عيسي ميداند كه پدر به او پاسخ خواهد داد . به اين ترتيب ، شكرگزاري بايد پيش از دريافت نعمت انجام گيرد، با اين اطمينان كه پدر آن را شنيده است .
پيش از شكست دشمن سرود پيروزي سرائيده مي شود . برزگر به هنگام پاشيدن بذر سرود دروگر را مي سرايد . اين ابزار اطمينان است حتي پيش از وقوع معجزه . به فكر چه كسي خواهد رسيد كه مزمور پيروزي را بسرايد ، وقتي واعظان كلام خدا هنوز ابتداي راه هستند ؟ كجا مي توانيم سرود شكرگزاري را بشنويم ، وقتي هنوز پاسخ دعا داده نشده است ؟ اما در دعاي خداوند ما ، هيچ چيز غير طبيعي و غير منطقي وجود ندارد . پرستش و شكرگزاري مهم ترين بخش دعاي ما است كه ما را براي پذيرفتن معجزه آماده مي كند . معجزه با قوت روحاني انجام مي گيرد و قوت روحاني نيز به ميزان ايمان ما خواهد بود.
دكتر جوات
* * *
چيزي كه بيش از تشكرات ما خداوند را شادمان سازد وجود ندارد، و هيچ چيزي نيست كه موجب بركت بيشتر ما شود مگر شكرگزاري ما كه تقديم او مي گردد. سراينده مزامير چه راست گفته است : « خداوند را حمد گفتن نيكوست » .
كشيش هنري فراست
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 ساعت 19:42 توسط
بلا
دوشنبه پانزدهم تیر 1388 | 14:6 | نويسنده :
بلا
۵
از روزي كه آفريده شدي در تمام كارهايت كامل و بي نقص بودي تا اينكه شرارت در تو
راه يافت .
۱۶
تجارت زياد تو با ديگران باعث شد تو ظالم و گنا هكار شوي . به اين سبب تو را از كو ه
خود بيرون اندا ختم . اي فرشته نگهبان، من تو را از ميان سنگهاي درخشان بيرون انداخته، هلاك
ساختم .
۱۷
دل تو از زيبايي ات مغرور شد ، و شكوه و جلالت باعث شد كه حكمتت به حماقت تبديل
شود . بهمين علت تو را بر زمين انداختم و در برابر چشمان پادشاهان درمانده ات كردم .
۱۸
تقدس خود را به سبب حرص و طمع از دست دادي پس از ميان خودت آتشي بيرون
آوردم و پيش چشمان كساني كه تماشا مي كردند، تو را سوزاندم و به خاك و خاكستر تبديل
نمودم .
۱۹
تمام كساني كه تو را مي شناختند، از آنچه كه بر سرت آمده است حيران و وحشت زده
شده اند . تو براي هميشه از بين رفته اي .
شيطان يكي از فرشتگان مقرب بو د.
۱۱ مي خوانيم كه شيطان در آسمان ، خدا را پرستش مي كرد. :۱ در اشعيا ۴
۱۳ در دل خود گفتي تا به آسمان بالا خواهم رفت، تخت سلطنتم را بالاي ستارگان خدا
خواهم نهاد و بر قله كوهي در شمال كه خدايان بر آن اجتماع مي كنند . جلوس خواهم كرد .
«
۱۴ به بالاي ابرها خواهم رفت . و مانند خداي متعال خواهم شد
من تا آسمان بالا خواهم رفت، من تخت سلطنتم را در بالاي ستارگان خدا خواهم
نها د. اين جملاتي كه از زبان شيطان جاري مي شود، نشان مي دهد كه شيطان پر از
غرور و خودخواهي است. او براي اين خلق شده بود كه خدا را پرستش كند. شيطان تا
قبل از اينكه گناه در او پيدا شود، بسيار زيبا و شگفت انگيز بود.
۶
سرشت و سيرت ا و:
شيطان نيز مانند فرشتگان مقرب و هرچيز ديگري در اين دنيا، توسط خدا خلق
شده است. شيطان يك فرشته فرو افتاده و سقوط كرده است. او به همراه يك سو م همه
فرشتگان ديگر، از حضور خدا بيرون رانده شد آنها برعليه خدا طغيان كردند.
شيطان، آيينه خدا يا نقطه مقابل او نيست.
خدا آفريده نشده است، او ابدي، جاويدان، ماندگار و بدون تغيير است.
ولي شيطان موجود خلق شده يا مخلوق است و بنابراين داراي برخي محدوديت
هاست.
دا نستن اين مطالب حائز اهميت است. بنابراين جايگاه او با جايگاه خدا فاصله بسيار
زيادي دار د.
او چيزي جز يك فرشته نافرمان و پست، كه چيزي نمي داند و هيچ چيز را درك
نمي كند، نيست
۱۵ : پيدايش ۳
بين تو و زن و نيز بين نسل تو و نسل زن، خصومت مي گذارم . نسل زن سر تو را خواهد
كوبيد و تو پاشنه وي را خواهي زد .
اين كتاب مقدس درباره تولد عيسي مسيح و به صليب كشيده شدن او صحبت مي
كند.
شيطان اين مطالب را درك نكر د. اگر او اينها را مي فهميد، هيچگاه عيسي مسيح را
به صليب نمي كشيد.
شيطان، در يك زمان، محدود به يك مكان است. او اطلاعات خود را از زيردستانش
(ديگر فرشتگان سقوط كرده، ارواح شرور ) بدست مي آورد.
۷
خدا در يك زمان، در همه مكانها حضور دارد خدا همه چيز را درباره آينده مي داند
ولي شيطان از چنين قدرتي برخوردار نيست. ولي از آينده خود باخبر است.
دانش شيطان محدود است و از افكار شما خبر ندار د.
ولي خدا از عمق افكار شما با خبر است.
۴- ۱ : مزامير ۱۳۹
۱
اي خداوند، تو مرا آزموده و شناخته اي .
۲
تو از نشستن و برخاستن من آگاهي . فكرهاي من از تو پوشيده نيست .
۳
تو كار كردن و خو ابيدن مرا زير نظر داري و از همه راه ها و روشهاي من با خبر هستي .
۴
حتي پيش از آنكه سخني بر زبان آورم تو آن را مي داني .
دشمن، حدس مي زند و آزمايش مي كند. او از سخنان شما و آنچه كه به زبان
مي آوريد، اطلاعات بدست مي آور د. سخنان ما از تفكرات ما منشا مي گير د. بنابراين
اعتراف به حقيقت بسيار اهميت دار د.
اهداف او
۱۰ : يوحنا ۱۰
كار دزد اين است كه بدزدد، بكشد و نابود كند؛ اما من آمده ام تا به شما حيات واقعي را به
فراواني عطا نمايم .
تنها هدف شيطان اين است كه به فر زندان عزيز خدا آسيب بزند.
شيطان نمي تواند به جايگاه خدا برسد ولي مي تواند به جايگاه فرزندان خدا د ست
پيدا کند
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ساعت 14:6 توسط
بلا
یکشنبه چهاردهم تیر 1388 | 22:5 | نويسنده :
بلا
« خود را از مردگان زنده شده به خدا تسليم كنيد »
( روميان 6 : 13 )
يك شب به كليسايي رفتم تا درباره وقف ، موعظه اي بشنوم . از موعظه پيغامي دريافت نكردم . اما وقتي واعظ براي دعا زانو زد ، او اين كلام را گفت : « اي خداوند ، تو مي داني كه ما به او كه بجاي ما مرد ايمان داريم » .
اين آن پيغامي بود كه آن روز به من داده شد . بيرون رفتم و به سوي ايستگاه قطار به راه افتادم و تمام مدت عميقا فكر مي كردم كه وقف براي من مفهومي بسيار بزرگتر بايد داشته باشد . ناگهان ترسي بر من آمد . اما در ميان ازدحام جمعيت اطرافم صداي ملايمي به گوشم رسيد كه مي گفت : « تو مي تواني به اين شخص كه به جاي تو مرد اعتماد كني . »
آن روز ، تمام طول مسافرتم با قطار ، همه آن دگرگوني ها ، فداكاري ها و ياس ها كه وقف كامل مرا مي طلبيدند جلو چشمانم نمايان گشتند و ترس ، وجودم را فرا گرفت.
پس از رسيدن به خانه به اطاقم رفتم ، زانو زدم و گذشته ام را مرور كردم. من يك مسيحي بودم ، در كليسا به عنوان مدير كانون شادي مقامي داشتم ، اما هرگز به طور كامل وقف نشده بودم .
وقتي به اين فكر افتادم كه تمام برنامه هاي مورد علاقه ام و اميدهايم و هم چنين عرصه هايي را كه براي خدمت برگزيده ام بايد قرباني كنم ، به وحشت افتادم .
من نمي توانستم آن چيزهاي عالي كه از سوي خداوند براي من آماده شده بودند را ببينم پس خودم را عقب مي كشيدم . اما يك بار ديگر همان پيغام با قوت بيشتري به من رسيد: « فرزندم تو بي شك مي تواني به او كه به جاي تو مرد اعتماد كني . »
دوست من ! تو هم مي تواني به او اطمينان نمايي ، براي آن كه او به جاي تو هم مرد . تو مي تواني تمام نقشه هايت را به او بسپاري و مطمئن باش كه او خيلي بيش از انتظار تو هر يك از آنها را به طرز خيلي بهتر و ثمربخش تري به انجام خواهد رسانيد ، براي جلال نام او . به او كاملا اعتماد كن!
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت 22:5 توسط
بلا
یکشنبه چهاردهم تیر 1388 | 21:41 | نويسنده :
بلا
كارمان را با بررسي منشا شيطان آغاز مي كنيم
۳- ۱ : يوحنا ۱
، ۱ و ۲ در ازل،پيش از آنكه چيزي پديد آيد« كلمه » وجود داشت و نزد خدا بود او همواره زنده بوده و خود او خداست
۳
هرچه هست، بوسيله او آفريده شده و چيزي نيست كه آن را نيافريده باشد .
۱۶ : كولسيان ۱
در واقع تمام هستي بوسيله عيسي مسيح بوجود آمد، يعني هر آنچه در آسمان و بر زمين
است، ديدني و ناديدني؛ عالم روحاني با فرمانروايان و تاج و تخت ايشان، و فرماندهان و
بزرگانشان، همه بوسيله مسيح و براي جلال او آفريده شدند .
همه فرشتگان و ارواح خبيث، حتي شيطان، توسط خدا خلق شده اند. شيطان يكي از
سه فرشته مقرب خدا بو د. د و فرشته ديگر ميكائيل و جبرئيل هستند. بعدا درباره اين
دو چيزهاي بيشتري مي خوانيم. اينها سه فرشته برجسته خدا بودند.
لوسيفر: كه همان شيطان يا روح خبيث
۱۷ - ۳ : اشعيا ۱۴
۳
هنگامي كه خداوند قوم خود را از درد و اضطرا ب، بندگي و بردگي رهايي بخشيد .
۴
آنگاه ايشان با ريشخند به پادشاه بابل چنين خواهند گفت : اي پادشاه ظالم، سرانجام
نابود شدي و ستمكاريهايت پايان گرفت .
۵
خداوند حكومت ظالمانه و شرارت آميز تو را درهم شكست .
۶
تو با خشم و غضب، مردم را پيوسته شكنجه و آزار مي دادي،
۷
اما اكنون تمام مرد م از دست تو آسوده شده در آرامش زندگي مي كنند و از شادي سر ود
مي خو ا نند .
۸
صنوبرها و سروهاي لبنان نيز شا د مانند زيرا از زماني كه تو سقوط كردي ديگر كسي
نيست كه آنها را قطع كند
۴
۹
دنياي مردگان آماده مي شود تا به استقبال تو بيايد . رهبران و پادشاهان دنيا كه سالها
پيش مرده اند، آنجا در انتظار تو هستند .
تو نيز مانند ما ضعيف شدي و با ما فرقي نداري !» :
۱۰ آنها وقتي تو را ببينند به تو خواهند گفت
۱۱
حشمت تو از دست رفته است و نواي دلنشين بر بطهاي قصرت ديگر بگوش نمي رسد
اكنون تشك تو كرمها هستند و لحا فت موريانه ها !
۱۲
اي ستاره درخشان صبح، چگونه از آ سمان افتادي ! اي كه بر قوم هاي جهان مسلط بودي،
چگونه بر زمين افكنده شدي !
۱۳
در دل خود مي گفتي : تا به آسمان بالا خواهم رفت ، تخت سلطنتم را بالاي ستارگان خدا
خواهم نهاد و بر قله كوهي از شمال كه خدايان بر آن اجتماع مي كنند جلوس خواهم كرد .
۱۴
به بالاي ابرها خواهم رفت و مانند خداي متعال خواهم شد .
۱۵
اما تو به دنياي مردگان كه در قعر زمين است، سرنگون شدي .
۱۶
اينك وقتي مردگان تو را مي بينند به تو خيره شده، مي پرسند : آيا اين همان كسي است
كه زمين و قدرتهاي جهان را مي لرزاند؟
۱۷
آيا اين همان كسي است كه دنيا را ويران مي كرد و شهرها را از بين مي برد و بر اسيران
خود رحم نمي كرد؟
۱۹ - ۱۲ : حزقيال ۲۸
۱۲
اي انسان خاكي، براي پادشاه صور گريه كن . به او بگو كه خداوند مي فرمايد : تو مظهر
كمال حكمت و زيبايي بودي
۱۳
و در عدن كه باغ خدا بود قرار داشتي . خود را با انواع سنگهاي گرانبها از قبيل عقيق سرخ،
ياقوت زرد، الماس، زبرجد، جزع، يشم، ياقوت كبود، ياقوت سرخ و زمرد تزئين مي كردي
زيورهاي تو همه از طلا بود تمام اينها در آن روزي كه بوجود آمدي به تو داده شد .
۱۴
تو را بعنوان فرشته نگهبان انتخاب كردم . تو در كوه مقدس من بودي و در ميان سنگهاي
درخشان راه مي رفتي.
۵
۱۵
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت 21:41 توسط
بلا
یکشنبه چهاردهم تیر 1388 | 21:28 | نويسنده :
بلا
« در ايمان استوار باشيد و مردان باشيد و زورآور شويد »
( اول قرنتيان 16 : 23 )
براي داشتن يك زندگي راحت دعا نكنيد ، بلكه دعا كنيد كه اشخاصي قوي باشيد . درخواست نكنيد كه تجربيات شما متناسب با توانايي تان باشد . بلكه بطلبيد كه متناسب با سنگيني تجربيات ، قوت بيابيد . در اين صورت نه فقط كارهاي شما اعجاب انگيز خواهند بود بلكه زندگي شما نيز پر از عجايب خواهد شد .
فليپس بروكس
* * *
بايد اين را درك كنيم كه خداوند ما عيسي مسيح، نه با اعمال خودخواهانه و نه با زندگي خيلي آسوده ، ما را به قله هاي رفيع روحاني نخواهد رسانيد. راحت طلبي ها هميشه ما را به طرف پائين مي كشاند . آسمان در بالا است ، بالاتر از ما ، و ما همواره بايد به بالا نگاه كنيم . بسياري از ايمانداران دائما از دشواري ها و يا چيزهايي كه برايشان گران تمام خواهد شد يعني لازم به فداكاري و از خود گذشتگي است ، اجتناب مي كنند . اما مشكلات و ازخود گذشتگي ها هستند كه ما را مفيد و ثمربخش مي سازند . براي رسيدن به عظمت بايد حتي با دست هايمان راه هاي ناصاف و سنگلاخي را هموار نمائيم .
اگر مشتاق رسيدن به شكوه و زيبايي بلندي هاي قله ها هستي ، شجاع باش ، قوت بياب ، از سختي هايي كه مي توانند تو را به آنجا برسانند استقبال كن . ما براي بازي ، رويا پردازي و يا رانده شدن به وسيله جريانهاي مختلف به دنيا نيامده ايم ، بلكه براي كار و حمل بارهاي سنگين . نارضايتي نكن ، ديگري را مقصر ندان ، خجالت نكش ، بايست و به حقيقت شهادت بده : دلير باش ، صبح پيروزي از افق در حال طلوع است .
مالتا پوتكوك
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت 21:28 توسط
بلا
جمعه دوازدهم تیر 1388 | 15:34 | نويسنده :
بلا
این بار برای شما عزیزان کتاب فرشتگان و شیاطین را انتخاب کرده ام که می توانیم با هم بخوانیم و بیاموزیم .
فرشتگان و شياطين
تا مادامي كه روي زمين زندگي مي كنيم، چه بخواهيم چه نخواهيم، درگير يك جنگ
هستيم يك كشمكش پيوسته و دائمي بين خوبي و شرارت وجود دارد، بين اراده خدا و
اراده شرارت آميز شيطان، وقتي ما به دنياي مادي به چشم حقارت نگاه كنيم، غلبه
كردن بر اين كشمكش آسان است ولي ممكن است اين كشمكش در زندگي ايمانداران
اتفاق بيافتد.
۱۷ : يعقوب ۱
از جانب خدا فقط مواهب نيكو و كامل به ما مي رسد زيرا او آفريننده همه روشنايي هاست و
خدايي است تغيير ناپذير .
خدا تنها سرمنشا خوبي هاست. هر قدر بيشتر سعي كنيد كه خدا را بشناسيد،
بيشتر درك ميكنيد كه او چقدر خوب است. بطور همزمان ما درك مي كنيم كه يك
دشمن در اين ميان وجود دارد كه سعي مي كند خوبي هايي را كه خدا مي خواهد براي
ما انجام دهد، خراب كرده و از بين ببرد.
يوحنا ۱۰:۱۰
كار دزد اين است كه بدزدد، بكشد و نابود كند ؛ اما من آمد ه ام تا به شما حيات واقعي را به
فراواني عطا نمايم .
البته لازم است كه ما از نقشه هاي دشمن و نيز سلاحهايي كه براي جنگ با ما
استفاده مي كند آگاهي داشته باشيم.
۱۱ : دوم ق رنت يان ۲
دليل ديگري كه سبب مي شود اين شخص را ببخشم، اينست كه نبايد بگذاريم شيطان از اين
فرصت بهره برداري كند، چون همگي از حيله هاي او آگاهيم .
۹- ۸ : اول پطرس ۵
۸
هشيار و مراقب باشيد، زيرا دشمن شما، شيطان، همچون شيري گرسنه، غران به هر سو
مي گر دد تا طعمه اي بيابد و آن را ببلعد .
۹
پس در برابر حملا ت او، به خداوند تكيه كنيد و استو ار بايستيد بدانيد كه اين ز حمات فقط
به سراغ شما نيامد ه، بلكه مسيحيان در تمام دنيا با چنين مصائبي مواجه مي باشند .
كلام خدا به ما مي گويد كه هشيار و بيدار باشيم.
يك روش براي هشيار و بيدار بودن داشتن دانش درباره تفكرات دشمن، نقاط
ضعف آن، منشا آن و هدفش مي باشد.
اگر ما از اين دانش درباره شيطان و نقشه هايش برخوردار نباشيم، گمراه مي شويم
و حتي باور مي كنيم كه شرارت ناشي از شيطان از خدا منشا مي گير د.
سپس ترديد و ناباوري در فكر ما نفوذ مي كند و تصور مي كنيم كه خدا تنها منشا
خوبي ها نيست. همين امر باعث مي شود كه ما در زندگي روزمر ه مان مثل يك مسيحي،
به پيروزي دست پيدا نكنيم.
بنابراين آگاهي داشتن درباره اين موضوعات كه شيطان كيست، منشا او كجاست،
صاحب چه قدرتهاي است و تا چه حد دست نيافتني است، حائز اهميت مي باشد همچنين
شما بايد بدانيد كه از چه حقوق و امتيازاتي در مسيحيت برخورداريد
ادامه دارد ...
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 15:34 توسط
بلا
جمعه دوازدهم تیر 1388 | 15:7 | نويسنده :
بلا
« ايشان را به مهارت هاي دست هاي خويش هدايت كرد »
( مزمور 78 : 72 )
وقتي به هنگام تصميم گيري ، در شك و ترديد هستي ، تمامي عقل خود را به روح القدس بسپار و درخواست كن كه همه درهاي ديگر را ببندد و تنها آن در را باز نگه دارد كه مطابق اراده اوست . در عين حال به زندگي عادي خود ادامه بده و وقتي آشكار شدن اراده او به تآخير مي افتد ، هرگز تصور نكن كه از اراده او خارج شده اي .
در حالي كه به رفتن ادامه مي دهي ، در طول راه درهاي بسته بسياري را خواهي ديد . اگر در اختيار تو بود حداقل يكي از آنها را مي گشودي . اما به راه خود ادامه بده و مطمئن باش كه خداوند مناسب ترين در را برايت باز گذاشته است . آن را باز كن و داخل شو ، در آنجا با فرصت هاي فراواني روبرو خواهي شد كه هرگز حتي فكرش را هم نمي كردي .
به پيش برو و مطمئن باش كه اين فرصت ها تو را به موفقيت هاي عالي خواهند رسانيد . خداوند بسياري اوقات ما را با شرايط زندگي هدايت مي نمايد . گاهي براي ما طوري به نظر مي رسد كه گويي راه كاملآ بسته است . كمي بعد ، اتفاق كوچكي رخ ميدهد كه شايد براي ديگران هيچ معني و اهميتي ندارد ، اما ، چشمان ايمان چيزهاي زيادي را در آنجا مي بيند.
اين وقايع اغلب به شكل هاي مختلفي به عنوان پاسخي براي دعاهاي ما تكرار مي شوند . آنها هرگز اتفاقاتي بي معني نيستند بلكه موقعيت هايي هستند ترتيب داده شده از سوي خدا براي هدايت ما به سوي هدف او .
اين تداركات مبارك الهي به تدريج زيادتر شده و بيشتر خواهند درخشيد ، مانند چراغ هاي يك شهر كه وقتي از ميان تاريكي به سرعت به آنها نزديك مي شويم درخشان تر به نظر مي آيند
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 15:7 توسط
بلا
پنجشنبه یازدهم تیر 1388 | 20:17 | نويسنده :
بلا
« ... مانوح نمي دانست كه فرشته خداوند است * و مانوح به فرشته خداوند گفت نام تو چيست تا چون كلام تو واقع شود تو را اكرام نمائيم * فرشته خداوند وي را گفت چرا درباره اسم من سوال مي كني چون كه آن عجيب است * »
( داوران 13 : 16 – 18 )
مانوح فرشته خداوند را نشناخت و او را هم چون خود ساده انگاشته ، سوال هاي بي موردي كرد . اگر مي دانست آن كه با او سخن ميگويد خداوند متعال و قادر مطلق ، خالق آسمان و زمين است، به جاي سوال كردن مي بايست فروتن شده ، عبادت مي كرد و تماميت وجود خود را به او تقديم مي نمود و از اين فرصت مبارك به بهترين شكل بهره مي برد.
آيا درباره چيزهايي كه مربوط به خداي لايزال است پرسش هاي بي موردي به ذهنت مي آيند ؟ اگر فقط بداني كه نام او محبت است و اينكه « از او و به او و تا او همه چيز است » . ( روميان 11 : 36 )، همچنين اگر بداني كه او بهترينش را براي تو بهترين ، داده است ، بله ، اگر تا همين اندازه او را بشناسي و با ايماني ساده مانند كودكان او را به عنوان خالق و نجات دهنده خود كه هرگز اشتباه نمي كند بپذيري ، باور كن كه تو يكي از خوشبخت ترين آدم هاي روي زمين خواهي بود .
او را در كلامش بشناس ، اما فقط براي دوست داشتن و اطاعت كردن از او ، و خواهي ديد كه پرسش هاي بي جا ديگر نخواهي داشت . اين خداست كه نام تو را خواهد پرسيد و نام تو انسان است .
نام او عجيب است اما نام من و تو گناهكار ! پس در حضورش فروتن شو و با ايمان پاك و سعادتمند كودكانه او را به عنوان خداوند و منجي مقتدر خود بپذير.
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ساعت 20:17 توسط
بلا
چهارشنبه دهم تیر 1388 | 15:54 | نويسنده :
بلا
« آيا به مخزن هاي برف داخل شده اي و خزينه هاي تگرك را مشاهده نموده اي ؟ »
( ايوب 38 : 22 )
تجربيات ما فرصتهاي گرانبهايي هستند . بسياري اوقات آنها براي ما مانع به نظر مي رسند ، اما چنان چه هر وضعيت دشوار را به عنوان وسيله اي بپذيريم كه خدا مخصوص ما برگزيده تا محبت عظيم خويش را به ما ثابت كند و آن را به طرزي عجيب ابراز نمايد ، آنگاه آنها منشاء بركات فراوان و ايجاد كننده قوتي وصف ناپذير در ما خواهند بود . آن گاه حقيقتا هر ابري به رنگين كمان مبدل خواهد شد و هر تپه خاكي كه مانع به نظر مي رسد به « كوه تبديل »
اگر به گذشته خود نگاهي بيفكنيم ، بسياري از ما متوجه خواهيم شد كه هرگاه پدر آسماني ما در نظر داشته تا بزرگترين بركات خود را به ما بدهد ، او از چنين موقعيت ها و فرصت هايي استفاده كرده كه براي ما سخت ترين و تلخ ترين آنها به نظر آمده است .
خدا گرانبهاترين الماس هاي خود را در بسته هايي زمخت قرار داده و غالبا توسط افراد ناشناس براي ما مي فرستد . اين الماس هاي بركات از ذخاير گنجينه پدر آسماني ما ، شاه شاهان دريافت مي شود و همچون هداياي عاشقانه از سوي محبوب ما ، به ما اهدا مي گردد.
آ . ب . سيمسون
* * *
در تاريكي به او اطمينان كن . او را حتي زماني نيز كه با مسائل غير قابل حل و وضعيت هايي غير قابل درك احاطه شده اي با يقين و ايماني شكست ناپذير برافراز .
مكدوف
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 15:54 توسط
بلا
چهارشنبه دهم تیر 1388 | 15:39 | نويسنده :
بلا
را ه خداوند در تند باد و طوفان است »
( ناحوم 1 : 3 )
به ياد مي آورم زماني را كه نوجوان بودم و در مدرسه اي در دامنه كوهي بلند تحصيل مي كردم . يك روز روي قله آن كوه شاهد طوفاني بزرگ بودم كه به طرف جلگه پائين در حركت بود . آسمان سياه شد و زمين از غرش آن گويا مي لرزيد . فكر كردم افسوس از آن منظره زيبايي كه پيش از آن نگاه مرا به خود جلب كرده بود و ناگهان براي هميشه محو شد .
اما طوفان از جلگه عبور كرد و رفت . اگر روز بعد به آنجا بر مي گشتم و مي پرسيدم كه طوفان و رعد و برق ديروز كجا مي رفتند ؟ علف صحرا مي گفت « قسمتي از آن در من است » ، گل ها نيز مي گفتند « قسمتي از آنها در ماست » ميوه ها و تمامي كشتزار دشت نيز همان را مي گفتند .
آيا هيچ وقت دعا كرده اي كه مانند نجات دهنده محبوبت بشوي ؟ آيا براي ثمرات روح القدس اشتياق داشته اي ؟ و يا براي مهرباني ، حلم و محبت دعا كرده اي ؟ پس هرگز از آن تندبادهايي كه اكنون بر تو هجوم مي آورند ، نترس ! ...
در ميان همه آنها بركاتي نهفته است كه در آينده زندگيت را ثمربخش خواهند نمود .
هنري ورد بيچر
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 15:39 توسط
بلا
چهارشنبه دهم تیر 1388 | 15:38 | نويسنده :
بلا
را ه خداوند در تند باد و طوفان است »
( ناحوم 1 : 3 )
به ياد مي آورم زماني را كه نوجوان بودم و در مدرسه اي در دامنه كوهي بلند تحصيل مي كردم . يك روز روي قله آن كوه شاهد طوفاني بزرگ بودم كه به طرف جلگه پائين در حركت بود . آسمان سياه شد و زمين از غرش آن گويا مي لرزيد . فكر كردم افسوس از آن منظره زيبايي كه پيش از آن نگاه مرا به خود جلب كرده بود و ناگهان براي هميشه محو شد .
اما طوفان از جلگه عبور كرد و رفت . اگر روز بعد به آنجا بر مي گشتم و مي پرسيدم كه طوفان و رعد و برق ديروز كجا مي رفتند ؟ علف صحرا مي گفت « قسمتي از آن در من است » ، گل ها نيز مي گفتند « قسمتي از آنها در ماست » ميوه ها و تمامي كشتزار دشت نيز همان را مي گفتند .
آيا هيچ وقت دعا كرده اي كه مانند نجات دهنده محبوبت بشوي ؟ آيا براي ثمرات روح القدس اشتياق داشته اي ؟ و يا براي مهرباني ، حلم و محبت دعا كرده اي ؟ پس هرگز از آن تندبادهايي كه اكنون بر تو هجوم مي آورند ، نترس ! ...
در ميان همه آنها بركاتي نهفته است كه در آينده زندگيت را ثمربخش خواهند نمود .
هنري ورد بيچر
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 15:38 توسط
بلا
سه شنبه نهم تیر 1388 | 15:25 | نويسنده :
بلا
« زيرا كه ما به واسطه روح از ايمان مترقب اميد عدالت هستيم »
( غلاطيان 5 : 5 )
گاهي اوقات همه چيز برايم خيلي تاريك به نظر مي رسد ، آن قدر تاريك كه مجبور مي شوم براي پرتو اميدي انتظار بكشم ، گرچه حتي منتظر ماندن با اميد نيز به حد كافي مشكل است . ( امثال 13 : 12 ) در انتظار اميد ماندن ام هيچ نشانه اميدي نديدن ، ياس را كنار زدن و خيره شدن به افق تاريك در آسمان ، دائم نگاه كردن، به اميد اين كه بالاخره ستاره ايي در آنجا ديده شود ، داشتن خلاء در دل و رد كردن هر چيز كم ارزشي كه مي خواهد آن خلاء را پر نمايد ، اين بزرگترين نوع صبر و تحمل در دنيا است. اين چنين بود صبر ايوب در مصيبت هاي سخت خويش و براي ابراهيم زماني كه به بالاي كوه موريا رسيد ، براي موسي در بيابان مديان و براي پسر خدا در باغ جتسيماني .
تحمل كردن به اين معني كه ناديده را ديدن ، دشوارترين شكل صبر است كه مي داند چگونه استقامت كند . اين يعني منتظر ماندن براي اميد . خداوند عيسي ، تو تحمل كردن را زيبايي بخشيدي ، تو صبر را الهي گردانيدي ، تو به ما ياد دادي كه اراده خدا را فقط به خاطر اينكه اراده اوست ، بپذيريم . تو نشان دادي كه در جامي كه به ما تقديم شده است گرچه چيزي به غير از مشقت و رنج نمي بينيم مجبور هستيم آن را رد نكنيم و بنوشيم ، با يقين به اين كه پدر آسماني ما خيلي بيشتر از آن چه كه ما ديده ايم مي بيند.
خداوندا ، قوت الهي خود را كه در جتسيماني نمايان شد به من عطا كن ، قوتي براي انتظار كشيدن براي ستاره اميد، آن هنگام كه افق زندگيم تيره و تار است .
به من قوتي را عطا كن تا وقتي شادي زندگيم ناگهان از من برداشته مي شود بتوانم بايستم و بگويم ، « چشمان پدر آسمانيم هنوز هم آن روي ديگر درخشان را مي بيند ». من تنها زماني به مرتبه عالي اقتدار بايد رسيده باشم كه بتوانم در وضعيت نااميد كننده با اميد انتظار بكشم .
ژئو متيسن
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 15:25 توسط
بلا
یکشنبه هفتم تیر 1388 | 15:2 | نويسنده :
بلا
« عيسي در جواب وي گفت آن چه من مي كنم الان تو نمي داني لكن بعد خواهي فهميد »
( يوحنا 13 : 7 )
در اين دنيا ما به طور خيلي مبهم شاهد طرز برخورد، نقشه ها و كارهاي انجام نشده خدا هستيم . اما روزي در خانه جاوداني او آنها را در زيبايي و هماهنگي كامل خواهيم ديد . به لبنان برو ، در روزگار بزرگترين پادشاه اسرائيل ، سروهاي آزاد و صنوبرهاي بلند قامت و زيبا را كه در برابر بادهاي شديد شمالي ايستادگي مي كردند تماشا كن . تابستان شادي را براي آنها مي آورد، شب ها آرامش و شبنم را . پرندگان بر روي شاخه هاي آنها لانه مي ساختند و رهگذران خسته در سايه آنها استراحت مي كردند . اما روزي آنها محكوم به اره شدن گشتند ، شاخه ها قطع شدند ، لانه ها از بين رفتند و آن درختان خوش منظر بر زمين غلطيدند.
و ما با ديدن اين ويراني شايد وسوسه مي شويم كه فرياد بزنيم و همه درختان ديگر را به ياري بطلبيم تا با ما براي اين ويراني عظيم مرثيه سرائي كنند.
اما يك لحظه صبر كن و به دنبال بندگان حورام پادشاه لبنان برو كه اين درختان بريده شده را بار كرده به سواحل آبي مديترانه منتقل مي كنند تا در آنجا آنها را شكل داده ، صيقل دهند و به وسيله آنها خانه خدا، قدس الاقداس او را بنا نمايند.
بله ، آن درختان در معبد الهي با جلال و شكوه پا برجا هستند « جلال آخر اين خانه از جلال نخستين اش عظيم تر خواهد بود .» ( حجي 2 : 9 )
زندگي بسياري از ما نيز مانند اين درختان سرو و صنوبر با اره هاي بدبختي و غم متلاشي شده اند ، و ما در اين وضعيت هيچ نقشه الهي را نمي بينيم ، رفتار او براي ما مبهم و غير قابل درك بوده است اما او هميشه يك هدف بسيار عالي داشته است . تا آنها را در اورشليم سماوي به عنوان ستون هاي جاوداني بكار برد و با دست هاي خويش تاج جلال و پادشاهي را به آنها عطا نمايد.
مكدوف
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388 ساعت 15:2 توسط
بلا
شنبه ششم تیر 1388 | 15:42 | نويسنده :
بلا
« آنگاه به كلام او ايمان آوردند و حمد او سرائيدند * لكن اعمال او را بزودي فراموش كردند و مشورت او را انتظار نكشيدند* بلكه شهوت پرستي نمودند در باديه خدا را امتحان كردند در هامون* و مسئلت ايشان را بديشان داد، ليكن لاغري به جان هاي ايشان فرستاد*
( مزمور 106 : 12 – 15 )
درباره موسي مي خوانيم كه « چون آن ناديده را بديد استوار ماند » ( عبرانيان 11 : 27 ). اما درباره قوم اسرائيل كه همراهش بودند درست عكس آن نوشته شده است . آنها تا زماني كه شرايط مساعد بود تحمل مي كردند و به جاي اعتماد به خداي ابدي ، قادر مطلق و ناديدني با چيزهاي احساسي و ظاهري رانده مي شدند .
در آيه فوق مي خوانيم « آنگاه به كلام او ايمان آوردند » به اين معني كه قوم اسرائيل در بي ايماني ماند تا زماني كه كارهاي او را ديد . آنها هنگامي كه به كناره درياي سرخ رسيدند واقعآ شك كردند. اما ، وقتي خدا دريا را شكافت و قوم در خشكي به آن سوي ساحل رسيدند و اجساد دشمنانشان را در پشت سر خود ديدند ، در آن موقع بود كه ايمان آوردند . ايمان آنها شرطي بود يعني وابسته به اوضاع و احوال بود . ايمان اين چنيني هرگز خواست خدا نيست .
خدا مي گويد « ايمان بياور تا ببيني » . عيسي به مرتا گفت : « آيا به تو نگفتم اگر ايمان بياوري جلال خدا را خواهي ديد ؟ » ( يوحنا 11 : 40 ). ايمان تو چگونه است ؟ آيا وابسته به شرايط است يا فوق از آنهاست ؟
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 15:42 توسط
بلا
شنبه ششم تیر 1388 | 15:29 | نويسنده :
بلا
« و به جهت هر چيز خدا و پدر را به نام خداوند ما عيسي مسيح شكر كنيد »
( افسسيان 5 : 20 )
مسئله اين نيست كه شيطان از كدام طرف حمله مي كند زيرا اگر تو در خداوند هستي و او تو را مانند هوا احاطه كرده است . تيرهاي شيطان براي رسيدن به تو بايد از ميان او عبور كنند. پس نترس ، بلكه براي هر چيز او را شكر كن ، هيج بدي به تو نخواهد رسيد ، خداوند همه چيزها را براي خيريت تو انجام خواهد داد.
خداوند عطا كند كه زندگي های ما سرودهاي دائمي ستايش و شكرگزاري باشند، در اين شرايط خداي ما همه چيزها را به بركت تبديل خواهد نمود . كاملآ به او اعتماد كن و در او آرام بگير.
روزي مردي بر روي تكه كاغذي نقطه هاي سياهي را مي گذاشت كه از آن چيزي فهميده نمي شد . اما بعد از آن در ميان آن نقطه ها ، فواصل ، خطوط و نشانه هاي ديگري رسم كرد و بدين ترتيب توانست سرود شكرگزاري زيبايي را بسرايد .
در زندگي هاي ما نيز نقاط سياه و نشانه هاي نامفهوم زيادي وجود دارد ، اما او مي داند چرا آنها را آنجا گذاشته است . پس چه غم كه از آنها چيزي درك نكنيم و براي ما بي معني به نظر برسد . اما هرگاه با تمام وجود به او اعتماد كنيم و زندگي خود را به او بسپاريم ، آن هنگام او با تنظيم و هماهنگ نمودن اين نقاط سياه نغمه هاي بي مانندي را خلق خواهد نمود .
* * *
بسياري از افراد برجسته ، موفقيت هاي بزرگ خود را ثمره مشكلات بسيار بزرگ زندگي خويش مي دانند
اسپرجان
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 15:29 توسط
بلا
جمعه پنجم تیر 1388 | 13:0 | نويسنده :
بلا
« خداوند انتظار مي كشد تا بر شما راْفت نمايد و از اين سبب بر مي خيزد تا بر شما ترحم فرمايد »
( اشعيا 30 : 18 )
ما نبايد فقط در باره اين كه ما منتظر خداوند بمانيم فكر كنيم بلكه درباره انتظار او براي ما نيز . آگاهي از اين كه او مراقب ما است و براي ما انتظار مي كشد ، ايمان بيشتري را در ما ايجاد مي كند و به ما آن اطمينان راسخ را مي بخشد كه انتظار ما براي او هرگز بي ثمر نيست .
بيائيد با همين روح سعي كنيم تا معني و مفهوم آن را بفهميم . خدا براي هر يك از فرزندانش هدف هاي با شكوهي دارد. شايد كسي بپرسد كه چرا وقتي به حضور او مي رويم تا به ما رحم كند و كمك نمايد او اين قدر طولش مي دهد و تآخير مي كند .
بياد داشته باشيد كه خدا دهقان دانايي است « پس اي برادران ... صبر كنيد اينك دهقان اتنظار مي كشد براي محصول گرانبهاي زمين و برايش صبر مي كند تا باران اولين و آخرين را بيابد» ( يعقوب 5 : 7 ) . خداوند مناسب ترين زمان انجام كار را مي داند كه ما چه وقت از لحاظ روحاني آمادگي داريم تا بركات او را دريافت كنيم براي جلال خود و به سود ما . در زير پرتوهاي محبت او با صبر و تحمل به بلوغ مي رسيم و آمادگي دريافت بركات او را مي يابيم . و به همان اندازه مهم است كه در سيلاب تجربيات و مشكلات نيز براي او انتظار بكشيم .
او چهار هزار سال براي ما انتظار كشيد تا وقت مقرر به كمال برسد و پس از آن بود كه پسر يگانه خود را فرستاد . وقت هاي ما در دست هاي مبارك و پدرانه او هستند . بله ، او به زودي به برگزيدگان منتظر خود پاسخ خواهد داد . ( لوقا 18 : 8 ) او درست به موقع خواهد آمد تا ياري و مهرباني خود را به ما برساند.
اندرو مري
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388 ساعت 13:0 توسط
بلا
جمعه پنجم تیر 1388 | 12:45 | نويسنده :
بلا
« و جدعون به خدا گفت غضب تو بر من افروخته نشود و همين يك مرتبه خواهم گفت يك دفعه ديگر فقط با پوست تجربه نمايم »
( داوران 6 : 39 )
در ايمان رتبه هايي وجود دارد . در تجربه ايمان مسيحي يكي از رتبه هاي ايمان اين است كه تا زماني كه يك نشانه يا يك احساس مشخص و قوي نداشته باشيم نمي توانيم ايمان بياوريم . مانند جدعون دست خود را روي پوست مي گذاريم و اگر خيس بود آن موقع ميل داريم به خدا اعتماد كنيم. ممكن است درست باشد اما نه كاملا ، كه ما هميشه به دنبال نشانه هاي حسي باشيم و نه كلام خدا . ايمان، زماني قوي مي شود كه ما بدون زياده روي احساسي ، به خدا اعتماد مي كنيم. ايمان اين چنيني مبارك و فرخنده است .
يك ايمان سومي هم وجود دارد كه خيلي برتر از ايمان جدعون و پوست اوست . اولي زماني ايمان مي آورد كه احساسات او مناسب تشخيص دهد ، دومي بدون توجه به احساسات ايمان مي آورد اما نوع سوم ايمان اين است كه زماني كه احساسات ، شرايط ، ظواهر امر و منطق انساني همگي مخالف آن به نظر مي رسند ، پيوسته به ايمان و اعتماد نمودن به خدا و كلام او ادامه مي دهد. اين عاليترين نوع ايمان است.
ايمان پولس رسول از اين نوع بود كه آن را در اعمال رسولان فصل 27 آيات 20 و 25 مي بينيم . « پس اي مردمان خوشحال باشيد زيرا ايمان دارم كه به همان طور كه به من گفت ، واقع خواهد شد ». ( 25 )
خداوند ايماني اين گونه را به ما عطا نمايد تا كاملا به او و كلام او اعتماد نمائيم ، حتي زماني كه همه چيز برخلاف ما به نظر مي رسد .
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388 ساعت 12:45 توسط
بلا
پنجشنبه چهارم تیر 1388 | 17:32 | نويسنده :
بلا
پس چون رئيس كهنه عظيمي داريم كه از آسمانها در گذشته است يعني عيسي پسر خدا اعتراف خود را محكم بداريم *
پس با دليري نزديك به تخت فيض بيائيم تا رحمت بيابيم و فيض را حاصل كنيم كه دروقت ضرورت ما را اعانت كند »
( عبرانيان 4 : 14 و 15 )
طي قرن هاي متمادي و اكنون نيز بزرگترين ياري دهنده ما در دعا در حضور پدر آسماني ، خداوند ما عيسي مسيح بوده است كه هم چنين مداقع ما ، شفيع ما و كاهن اعظم ماست .
او پيوسته براي ما شفاعت مي كند . او دعاهاي ناقص ما را پذيرفته ، آنها را كامل مي كند و به حضور پدر برده پاسخ هاي آنها را به شايستگي و عدالت وقدرت كفاره خويش درخواست مي كند.
برادر عزيز ، آيا در دعا ضعيف شده اي ؟ به بالا نگاه كن، در آن جاست حامي مبارك و وكيل تو نشسته بر دست راست پدر آسماني. او ديگر پاسخ دعايت را گرفته است ، پس او را محزون خواهي كرد اگر درست زماني كه پيروزي در انتظار توست تسليم نااميدي شوي .
او به قدس الاقداس وارد شده و نام تو را با خود همراه دارد. او بركات را برايت آماده نموده است .
روح القدس منتظر توست تا به او اعتماد كني . به آرامي صداي او را كه در گوش تو نجوا مي كند بشنو ، « دعايت شنيده شده و پاسخش دريافت شده است » .
سيمپسون
* * *
روح القدس نقش بسيار بزرگي در دريافت پاسخ دعاهاي ما دارد ، اما او اغلب اوقات ناديده گرفته مي شود . در پذيرفته شدن هر دعايي ، هر يك از شخصيت هاي تثليث اقدس سهم به سزايي دارند.
آنجل جيمز
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 17:32 توسط
بلا
پنجشنبه چهارم تیر 1388 | 17:27 | نويسنده :
بلا
آيا جامي را كه پدر به من داده است ننوشم ؟!
( يوحنا 18 : 11 )
گفتن و عمل نمودن به اين كار ، قدرت بيشتري را مي طلبد تا آرام كردن دريا و زنده كردن مردگان .
انبيا و رسولان مي توانستند معجزات عظيمي انجام دهند . اما آنها نمي توانستند هميشه با عذاب كشيدن ، اراده خدا را بجا آورند. رنج بردن و اراده خدا را به هر قيمت انجام دادن مستلزم قرار گرفتن در سطحي عالي از ايمان مسيحي است . پس از خاموش شدن تمام اميدهاي جواني ، تحمل دائمي همه سختي هاي زندگي ، رسيدن به آخرين حد فقر ، محروم شدن از تمام عزيزان و سپس يكه و تنها ماندن ، رنج ديدن از بيماري علاج ناپذير و روبرو شدن با زندگي ، بدون هيچ يار و ياوري و در عين حال با روح اطاعت كامل نسبت به خدا بتوان گفت: « آيا جامي را كه پدر به من داده است ننوشم؟ »
اين عالي ترين ميزان ايمان و تاج پيروزي روحاني است .
ايمان بزرگ از انجام كارهاي بزرگ پديد نمي آيد ، بلكه از تحمل مصيبت ها با خوشنودي و رضايت.
دكتر چارلز باركرست
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 17:27 توسط
بلا
چهارشنبه سوم تیر 1388 | 14:55 | نويسنده :
بلا
«زيرا كه چشمان خداوند در تمام جهان تردد مي كند تا قوت خويش را بر آناني كه دل ايشان با او كامل است نمايان سازد »
( دوم تواريخ 9 : 16 )
خدا به دنبال مردان و زناني است كه دلشان هميشه بر او استوار است و به او اطمينان دارند. خدا اكنون بيش از هر زمان ديگري مي خواهد توسط هر كس كه بي پروا به او اعتماد مي كند معجزات انجام دهد . دنيا منتظر اين گونه افراد است ، تا ببيند كه خدا توسط كسي كه كاملآ به او وقف شده چه كارهايي مي تواند انجام دهد ، و نه فقط دنيا بلكه خدا هم مي خواهد كسي را بيابد كه مايل است خود را به هيچ شمرده شده ، افكار ، نقشه ها ، محبت و قدرت او را درك كند و با كمال فروتني در اعتماد و اطاعت دائمي از او بسر برد.
در اين صورت است كه خدا مي تواند توسط چنين فردي معجزات انجام دهد .
* * *
در توانايي خدا براي انجام معجزات محدوديتي وجود ندارد
جرج مولر در نودمين سالگرد تولد خود به خادميني كه در كنار او بودند گفت : « من در نوامبر 1825 توبه كردم. از آن زمان به بعد ، عشق به پول ، مقام ، احترام و لذت هاي دنيوي در من نابود شدند و خدا ، تنها خدا نصيب من گرديد . در او همه چيز را يافتم و ديگر به هيچ چيز اشتياقي نداشتم و به فيض عظيم خدا اين حالت تا به امروز ادامه يافت و مرا سعادتمند ساخت، يك فرد فوق العاده سعادتمند ، به طوري كه من تنها و تنها اراده او را طلبيدم و خواهم طلبيد ، در هر زمان و در هر چيز. »
و اكنون برادران و خواهران گرامي با كمال محبت از شما مي پرسم ، آيا قلبتان را كاملا به خدا سپرده ايد؟ آيا چيزي هست كه بالاتر از خدا قرار داده ايد ؟ التماس مي كنم آرام نگيريد تا او بالاترين و عميق ترين عشق شما گردد .
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 14:55 توسط
بلا
چهارشنبه سوم تیر 1388 | 13:51 | نويسنده :
بلا
« خداوند به من چنين گفته است كه من خواهم آرميد و از مكان خود نظر خواهم نمود » )
( اشعيا 18 : 4
بابلي ها بر حبشه قدم گذاشته بودند ، ساكنان آنجا قد بلند و قوي هيكل بودند و در حالي كه نيروهاي بابل پيشروي مي كردند خدا براي متوقف كردن آنها اقدامي ننمود ، پس به نظر مي آمد كه آنها به خواسته هاي خود خواهند رسيد . اما سپاه متكبر بابلي پيش از رسيدن به هدف خود ، مانند خرد كردن شاخه هاي درخت به آساني شكست مي خوردند .
آيا اين يكي از روش هاي عالي خدا نيست ؟ آرميدن و نظر كردن ! آرامي او هميشه نشانه رضايت او نيست و نه سكوت او نشانه خشنودي . او منتظر وقت مقرر خويش است . وقتي به نظر مي رسد كه شرير به اوج موفقيت خود دست يافته است ، او درست به موقع ضربه را بر او وارد مي كند . وقتي شرير را مي بينيم و موفقيت ظاهري او را مشاهده مي كنيم ، وقتي تحت فشار دشمنان خود هستيم ، بيائيد بياد آوريم آن كلام كتاب مقدس را كه خدا از مكان خويش نگاه مي كند و مي بيند .
مورد ديگري را بياد آوريم . وقتي شاگردان در ميان دريا مخالف باد پارو مي زدند ، عيسي آن شب طوفاني را نظاره مي كرد. در شب مرگ ايلعازر گرچه در ميان خواهران او نبود اما آنها را تا دفن برادرشان زير نظر داشت. عيسي آنها را نگاه مي كرد خود را در كنار آنها حس مي نمود ، اما منتظر زمان مناسب بود تا جلال خويش را آشكار نمايد . فكر مي كني او نمي داند و يا بي تفاوت است ؟ نه . هرگز. انگشت او بر روي نبض توست و از همه حركات دلت آگاه است . او درست در موقع مناسب به كمك تو خواهد آمد .
به عدالت ، حكمت و محبت او كاملأ اطمينان داشته باشيم.
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 13:51 توسط
بلا
چهارشنبه سوم تیر 1388 | 13:42 | نويسنده :
بلا
« چون كه اين كار را كردي و پسر يگانه خود را دريغ نداشتي هر آينه تو را بركت دهم و ذريت تو را كثير سازم مانند ستارگان آسمان و مثل ريگ هايي كه بر كناره درياست ... چون كه قول مرا شنيدي » ( پيدايش 22 : 16 – 18 )
از آن روز به بعد مقدسين بسياري ديده اند كه وقتي در پي اطاعت از خدا گرانقدرترين و عزيزترين چيز خود را براي او فدا كرده اند ، خدا درست همان چيز را به مراتب زياد كرده و به آنها برگردانيده است. ابراهيم با قرباني كردن تنها فرزند خود مي بايست تمام اميدها و نقشه هايش براي داشتن يك خانواده آرام و سعادتمند را از دست رفته و نقش بر آب مي ديد . اما خدا فرزند او را پس مي دهد ، كه از او قومي بزرگ به عدد ستارگان آسمان پديد مي آيد و هم چنين از همين نسل عيسي مسيح متولد مي شود .
درست به همين شكل خدا به هريك از فرزندانش كه براي اطاعت از او هرگونه چيزي را فدا كنند پاداش خواهد داد . ما ممكن است با ترك همه چيز فقير شويم ليكن او ما را ثروتمند مي سازد . ما به خاطر او از يك موقعيت سود آور چشم پوشي مي كنيم و او عرصه بسيار بهتري را كه از فكر ما هم نمي گذرد براي ما باز ميكند.
ما با قرباني نمودن بسياري از اميدهاي گرانبهايمان ، خود را انكار مي كنيم ، و او حياتي غني و پرثمر و شادي عظيم به ما مي بخشد و به ويژه و بالاتر از همه اين ها او عالي ترين هديه خود يعني عيسي مسيح را به ما عطا مي كند.
ما هرگز از پري حيات مسيح بهره مند نخواهيم شد اگر چنان چه با روح اطاعت ابراهيم همه چيزهايي را كه براي ما گرانبهاست به خدا تقديم نكنيم . هر خانواده اي كه در اين دنيا در اراده خدا و مشاركت با او زندگي مي كند بايد تمامي آن چه را كه به اندازه تنها فرزندش عزيز مي دارد با عشق به او بدهد ، همان گونه كه او فرزند يگانه اش را براي همان خانواده داد . ما با هيچ شيوه ديگري نمي توانيم در شادي و حيات غني كه نصيب اعضاي اين خانواده مي گردد سهيم شويم .
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 13:42 توسط
بلا
دوشنبه یکم تیر 1388 | 13:46 | نويسنده :
بلا
فرشتگان هم می گریند
در اتاق تنها بودم به عکس زیبای عیسی مسیح در روی دیوار نگاه می کردم
و به خودم امید میدادم
اما تنهایی من و مشکلاتم بر روی دوشم سنگینی می کرد کتاب مفدس روبه رو بود به ان نگاه می کردم و برام همه چیز مات بود قطرات اشکم بر روی کلام خداوند می ریخت و من حس باک کردن قطرات اشک را هم از صورتم نداشتم
یک لحظه احساس کردم کسی دست سردم را گرفته است
صورتم هم کمی گرم شده بوده
احساس کردم کسی در کنارم است لباسش که سفید بود مانند صورتش که میدرخشید
اصلآ جا نخوردم یا مثلأ اینطوری وانمود کردم نمی دوستم باید بازم گریه کنم یا فریاد بزنم
اما اینکه او کنارم بود به من ارامش میداد
کمی با ترس کمی هم با آرامش به او گفتم تو دیگه کی هستی؟
بادستهایش اشک صورتم راباک کرد
از کتارم برخاست به طرف بنجره در اتاقم رفت بشت لباسش انگار چیزی را مخفی میکرد
بهش گفتم این دیگه چیه نکنه تو هم فرشته ای و اینها هم بالهات ؟
اخه تو قرن بیست ویکم فکرنکنم دیگه فرشته ها هم بال داشته باشند
خواستم بهش دست بزنم که یک لحظه چیزی از بشت باز شد
وای خدا باورم نمی شه
بال: این بال داره !
کلی خوشحال شدم کلی ذوق کردم
به سمت من اشاره کرد به سمتش دویدم دستم را گرفت همه جا یکبارچه سفید شد
در جایی دیگر بودیم
در روی زمین بودیم مردی می گریست
او ازش برسید برای چی گریه می کنی کفت برای همسرم او مریض است تو براش دعا می کنی
اوبرزمین زانو زد و بالهایش راجمع کرد و گفت خدایا تمام مریض ها را شفا ده
امین
ناگهان مرد فریاد زد داری چی کار می کنی؟
من قلبم فرو ریخت
او گفت برای همسرت دعا می کنم مگر او مریض نیست ؟
مرد گفت چرا : اما تو داری برای همه دعا می کنی اینطوری خوب ممکنه که همسرم خوب نشه ممکنه اینطوری همسرم...
بجای همسر من حال همسایه ما خوب شود که من اصلآ از او خوشم نمیاد.!
اخمهایم درهم رفت دلم می خواست یه چیزی بهش بگم که او دستش رابه علامت سکوت به من نشان داد
او به آن مرد گفت وقتی اینطوری دعا می کنیم دعای بقیه افراد دیگر در دنیا نیز با دعاهای ما متحد می شود
وسریعتر به عرش باذشاهی خداوند میرسد.
مرد چهره ای متعجب به خود گرفت
مرد بدون خداحافظی رفت من به او گفتم تو اسمت چیه؟
بازهم جوابم را نداد .
باشه من تو را فرشته صدا می کنم .
دستش را بازکرد و بالهایش راگشود من به سمتش رفتم با هم به بالا می رفتیم به سمت آسمان
که صدایی را می شنیدم صدای فریاد که اززمین می آمد
او همان مرد بود که گفت برایش دعا کنیم به سمت ما میدوید زنی هم همراهش بود زن مرتب به زمین می خورد و برمی خاست
و دوباره شروع به دویدن می کرد مرد جلوتر از او می دوید و فریاد میزد غریبه متشکرم متشکرم ...
گفتم خدا را شکر .
دوباره همه جا سفید سفید شد
این بار در آمبولانس بودیم
ماشین به سرعت در حرکت بود و خوب جا هم کمی تنگ ...
بزشک داشت تنفس مصنوعی میداد و با دستانش قلب را فشار میداد و عرق از صورتش می چکید
مرد زخمی دستش را به سمت ما دراز کرد فرشته دستش را گرفت
دستگاه قلب دیگر بوق نمیزد خط صاف کمی انحنا بیدا کرد و سبس درهم شد دوست من همان فرشته هنوز دستش را گرفته بود
و مرد با صورت خونی اش به ما می نگریست بزشک با تعجب به ما نگاه می کرد
و لبخندی بر روی لبانش نشست لبخندی که به خاطر خوشحالیش به مانند غنچه گل سرخی بود که کم کم می شگفت
دوباره همه جا سفید شد
دیگه داشتم گیج می شدم
ایندفعه در جاده ی گلی بودیم دخترک کوچک زیبایی به سمت ما می آمد که ناگهان به زمین خورد
او آن را بلند کرد درحالی که دخترک کوچک گریه می کرد او دستی بر زخم زانویش کشید و
دست نوازشی
برسرش کشید
دختر کوچک تشکر کرد
من به دختر کوچک شیرین و بامزه نگاه کردم صورتش بانمک بود
از او خداحافظی کردیم من چهره اش
را نگاه کردم
صورتش زخم برداشته بود و قطره اشکی بر چهره اش
زانویش هم خونی
دستش را گرفتم
فهمیدم که چطور به ما شفا می بخشد او دردها و رنج های ما را بردوش میگیرد
و خود رنج می کشد تا ما جز ستایش خداوندمان دغدغه ای نداشته باشیم
دستی بر سرم کشید و گفت باید بروم
گفت باید بیش بدر برگردد
تا حالا آنقدر احساس دلتنگی نکرده بودم به او گفتم حالا فهمیدم شما کی هستی؟
همه جا سفید شد
من در اتاقم بودم و بیهوش بر روی تختم
!
فکر کردم خواب دیدم اما هنوز کتاب مقدس خیس بود خیس از اشک چشمان من . دیگر احساس تنهایی نمی کردم
.
خیلی شاد بودم و دیگر احساس تنهایی نمی کردم
خدارا شکر کردم .
هللویا

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 13:46 توسط
بلا