« و چون من در ميان اسيران نزد نهر خابور بودم ... آسمان گشوده گرديد و روياهاي خدا را ديدم ... و دست خداوند در آنجا با من بود »
( حزقيال 1 : 1 و 3 )
در اسارت هيچ كتابي نمي تواند جايگزين كلام خدا شود . در اسارت ، نزد نهرهاي بابل ، اسيران مزاميري را نواختند كه امروز با « باز آوردن اسيران ما از نهرهاي جنوب » روح ما را از تسلي و شادي لبريز مي نمايند. ( مزمور 126 )
كسي كه از چنين مصيبت هايي مي گذرد، هرگز نمي تواند از كتاب مقدسش جدا شود . براي ديگران كتابي ديگر مي تواند جاي آن را بگيرد ، اما براي او هرگز. زيرا كتاب مقدس فرسوده اش اثر اشك هايش را بر خود حمل مي نمايد و آن چنان نقش هاي دوران اسارت گذشته را در خود نگه مي دارد كه هرگز براي چشماني ديگر قابل رويت نيست . آن ها از صفحات تاريك و غمگين زندگيش ، براي او سرودها مي سرايند .
اگر ما مي خواهيم از وضعيت غم انگيز اسارت خود بهره ببريم ، بايد اين پيش آمدها را بپذيريم و تلاش كنيم به وسيله آن ها شيرين ترين نغمه هاي ممكن را بيافرينيم . شكايت كردن براي آن چه نداريم و يا از ما گرفته شده وضع ما را بدتر خواهد كرد و مانع بهره مند شدن ما از آن چيزهايي خواهد نمود كه اكنون مال ما هستند ، در نتيجه وضعيت اسارت ما را خيلي بيش از آن چه در نظر بود بدتر خواهد كرد.
اگر مصيبت ها را با تمامي دل به حضور خدا ببريم ، هيچ يك از آن ها براي ما به معناي شرّ نخواهد بود . در اين صورت مانند كسي خواهيم بود كه براي در امان ماندن از باران به زير درختي پناه مي برد، بدون اين كه فكر كند بر روي آن چه ميوه هاي خوشمزه و شيريني هست . ما نيز در پناه سايه خدا بايد از ميوه هاي شيرين او لذت ببريم . در آن جاست كه او روياهاي تازه خواهد داد و همان گونه كه در فنوئيل پس از مبارزه با يعقوب ، رو در رو به او ظاهر شد ، براي ما نيز ظاهر خواهد گشت . اين را براي خود بگير اي « اسير » ، او در تاريكي ها سرودها به تو خواهد داد و وادي موت را به سپيده درخشنده صبح تبديل خواهد نمود.
ويليام تيل
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود